این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    آنارشیسم چیست

    دسته بندی :
    1. نکس
    2. مطالب سایت

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    آنارشیسم چیست را از این سایت دریافت کنید.

    آنارشیسم

    آنارشیسم

    از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

    بخشی از مجموعه مقالات سیاسی دربارهٔ

    آنارشیسم گسترش مکاتب فکری گسترش نظریه‌ها گسترش افراد گسترش موضوعات گسترش تاریخچه گسترش فرهنگ گسترش اقتصاد گسترش بر حسب منطقه گسترش فهرست‌ها گسترش موضوعات مرتبط درگاه آنارشیسم درگاه سیاست نبو

    آنارشیسم یا اقتدارگریزی یک فلسفه و جنبش سیاسی است که نسبت به انحصارطلبی در قدرت ریشه ضدیت دارد و همهٔ اشکال اجبار و سلسله مراتب را رد می‌کند. آنارشیسم خواستار از بین بردن قدرت رهبری است و به نظر آن تمامی دولت‌های تک حزبی نامطلوب، غیرضروری و مضر هستند. این تفکر معمولاً در کنار مارکسیسم لیبرترین به عنوان جناح لیبرترینیسم (سوسیالیسم لیبرترین) جنبش سوسیالیست شناخته شده و دارای ارتباط تاریخی با ضدسرمایه‌داری و سوسیالیسم است.

    نماد جهانیِ آنارشیسم «این نماد ترکیبی از دو کلمه O (اول کلمهٔ Organization به معنی سازمان) و A (اول کلمهٔ Anarchism)» است.

    آنارشیسم از تاکتیک‌های متنوعی برای دستیابی به اهداف ایده‌ال خود استفاده می‌کند که می‌تواند به‌طور گسترده‌ای به تاکتیک‌های انقلابی و پویا تقسیم شود. همپوشانی قابل توجهی بین این دو گونه وجود دارد که صرفاً توصیفی است. هدف از تاکتیک‌های انقلابی، سقوط اقتدار و حکومت است، در گذشته توسل به خشونت برای تغییر رایج بوده. هدف تاکتیک‌های پویا به پیش بردن جامعه به سوی آنارشیسم است. تفکر آنارشیستی در انتقاد و عمل‌گرایی زمینه‌های مختلف جامعه بشری نقش داشته‌است. انتقاد از آنارشیسم عمدتاً بر اساس ناسازگار بودن، خشونت و آرمانی بودن آن متمرکز است.

    وجه تسمیه[ویرایش]

    ویلهلم وایتلینگ نمونه‌ای از نویسندگانی بود که بدون استفاده از اصطلاح خاص، به نظریه آنارشیست می‌پرداخت.

    ریشهٔ واژهٔ از یونان باستان و کلمهٔ ، که معنی "بدون حاکم" می‌داده؛ این واژه مرکب از پیشوند (یعنی "بدون") و کلمه (یعنی "رهبر" یا "حاکم") است. پسوند نشان‌دهندهٔ جریان ایدئولوژیکی است که طرفداران آنارشی به آن گرایش دارند.[۱] () از سال ۱۶۴۲ در زبان انگلیسی کاربرد یافته، پیش‌تر املای دیگر () و عبارت () از سال ۱۵۳۹ در این زبان وجود داشتند. کاربرد اولیه این کلمه در انگلیسی حس بی‌نظمی را می‌رساند.[۲] جناح‌های مختلف در انقلاب فرانسه مخالفان خود را به عنوان برچسب می‌زدند، اگرچه تعداد کمی از این متهمان پیرو نظرات مشابه به آنارشیست‌های بعدی بودند. بسیاری از انقلابیون قرن ۱۹ مانند ویلیام گادوین (۱۷۵۶–۱۸۳۶) و ویلهلم وایتلینگ (۱۸۰۸–۱۸۷۱) که به ترویج آموزه‌های آنارشیستی در نسل بعدی کمک کردند، خودشان و عقایدشان را با نام یا توصیف نمی‌کردند. [۳] در زبان فارسی واژهٔ اقتدارگریزی توسط فرهنگستان زبان و ادب پارسی برای معادل آنارشیسم معرفی شده‌است.[۴]

    اولین فیلسوف سیاسی که خود را (فرانسوی: anarchiste‎) نامید، پیر-ژوزف پرودون (۱۸۶۵–۱۸۰۹) بود، که به‌طور رسمی نحلهٔ فکری آنارشیسم را اواسط قرن ۱۹ میلادی شکل داد. از دههٔ ۱۸۹۰ و آغاز آن در فرانسه،[۵] اغلب به عنوان مترادف آنارشیسم مورد استفاده قرار می‌گرفته[۶] و استفاده از آن به عنوان هم‌معنی آنارشیسم، هنوز هم در خارج از ایالات متحده معمول است.[۷] از سوی دیگر، برخی از واژهٔ برای اشاره به فلسفهٔ بازار آزاد فردگرا استفاده می‌کنند و تنها در اشاره به آنارشیسم بازار آزاد به عنوان استفاده می‌کنند.[۸]

    در حالی که اصطلاح عمدتاً مترادف با آنارشیسم بوده‌است،[۹] معنای آن در دهه‌های اخیر دگرگون شده؛ زیرا به صورت گسترده‌تری گروه‌های ایدئولوژیک متفاوت،[۱۰] از جمله چپ نو و مارکسیست‌های لیبرترین (که خود را از سوسیالیست‌های اقتدارگرا یا حزب ونگارد جدا می‌دانند) و همچنین لیبرال‌های افراطی (که عمدتاً خواستار آزادی‌های مدنی هستند) از این لفظ برای توصیف خود استفاده کرده‌اند.[۱۰]به علاوه، برخی از آنارشیست‌ها از [۱۱] برای جلوگیری از مفاهیم منفی آنارشیسم و تأکید بر ارتباطات آن با سوسیالیسم استفاده می‌جویند.[۱۰] متیو س. آدامز و کارل لوی می‌نویسند که از عبارت برای «توصیف جناح ضد استبداد جنبش سوسیالیستی» استفاده می‌شود.[۱۲] نوآم چامسکی آنارشیسم را در کنار مارکسیسم لیبرترین به عنوان «جناح لیبرترین سوسیالیسم» توصیف می‌کند.[۱۳] دانیل گرین می‌نویسد:

    [آ]نارشیسم واقعاً مترادف سوسیالیسم است. آنارشیست در درجه اول یک سوسیالیست است که هدف آن لغو استثمار انسان توسط دیگر انسان‌هاست. آنارشیسم تنها یکی از جریانات اندیشهٔ سوسیالیستی است، جریانی که مؤلفه‌های اصلی نگرانی آن، شامل آزادی و تعجیل برای الغای حکومت است.[۱۴]

    در حالی که مخالفت با دولت در اندیشه آنارشیسم امری اساسی است، تعریف آنارشیسم کار ساده‌ای نیست، زیرا بحث‌های زیادی در این باره در میان محققان و آنارشیست‌ها وجود دارد و جریان‌های مختلف آنارشیسم را کمی متفاوت تعریف می‌کنند.[۱۵] از این رو، ممکن است درست باشد، اگر بگوییم آنارشیسم مجموعه‌ای از فلسفه‌های سیاسی مخالف اقتدار و سازمان سلسله مراتبی (از جمله سرمایه‌داری، ملی‌گرایی، دولت و همه نهادهای مرتبط) است که در انجام کلیه روابط انسانی رأی به وجود جامعه‌ای مبتنی بر تمرکززدایی، آزادی و انجمن‌های داوطلبانه می‌دهد. با این حال، این تعریف دارای همان کاستی‌هایی است که در تعاریف مبتنی بر ضد استبداد (که نتیجه‌گیری است)، ضد استاتیسم (آنارشیسم بسیار بیشتر از آن است)[۱۶] و ریشه‌شناسی (که صرفاً نفی یک حاکم است) وجود دارند.[۱۷] با این وجود، عناصر اصلی تعریف آنارشیسم شامل اراده برای ایجاد جامعه‌ای بدون اجبار و طرد دستگاه‌های دولتی است، و این اعتقاد که طبیعت انسان به انسان اجازه می‌دهد در چنین جامعه بدون اجباری حاضر باشد، یا به سمت آن نیل کند و در مورد چگونگی اقدام برای دستیابی به آرمان‌های آنارشی پیشنهاد دهد. [۱۸]

    هربرت ال. اوسگود ادعا می‌کند که آنارشیسم دارای "ضدیت شدید" با کمونیسم استبدادی و سوسیالیسم دولتی است.[۱۹] پیتر مارشال اظهار داشت که «آنارشیسم عمومی از لیبرالیسم به سوسیالیسم نزدیکتر است [...] آنارشیسم خود را عمدتاً در اردوگاه سوسیالیست می‌یابد، اما در لیبرالیسم نیز حاشیه‌هایی دارد. نمی‌توان آن را به سوسیالیسم تقلیل داد و بهتر است به عنوان یک آموزه مجزا و متمایز دیده شود.»[۱۰] به گفتهٔ جرمی جنینگز، «نمی توان نتیجه گرفت که این عقاید»، در اشاره به آنارکو-سرمایه‌داری، «فقط بر اساس سوءتفاهم در مورد آنارشیسم توصیف می‌شود.» جنینگز اضافه می‌کند که «آنارشیسم به معنای آزادی بی‌بند و بار فردی نیست (آن‌طور که به نظر می‌رسد" آنارکو-سرمایه داران "معتقدند)، بلکه همان‌طور که قبلاً نیز دیدیم، برای گسترش فردیت و جامعه است.»[۲۰] نیکولاس والتر نوشت که «آنارشیسم از نظر تاریخی و ایدئولوژیک از لیبرالیسم و سوسیالیسم ناشی می‌شود. [...] به یک معنا، آنارشیست‌ها همیشه لیبرال و سوسیالیست باقی می‌مانند و هر زمان که آنچه خوب است را رد می‌کنند به خود آنارشیسم خیانت می‌کنند. [...] ما لیبرال هستیم اما بیشتر از آن، و سوسیالیستیم اما بیشتر از آن.» [۲۱] میشائیل نیومن آنارشیسم را به عنوان یکی از سنت‌های سوسیالیست می‌داند، به خصوص سوسیالیستی‌تر از آنچه پرودون و میخائیل باکونین بودند.[۲۲] برایان موریس استدلال می‌کند که «ایجاد دوگانگی بین سوسیالیسم و آنارشیسم" "از نظر مفهومی و تاریخی گمراه‌کننده است.»[۲۳]

    منبع مطلب : fa.wikipedia.org

    انارشیسم

    معنی انارشیسم - معانی، لغت نامه دهخدا، فرهنگ اسم ها، فرهنگ معین و عمید، مترادف و متضاد و ... در فرهنگ لغت آبادیس - برای مشاهده کلیک کنید

    انارشیسم

    /~AnArSism/

    برابر پارسی: ( آنارشیسم ) بی سالاری، خودسرانگی

    بستن تبلیغات

    لغت نامه دهخدا

    انارشیسم. [ اَ ] ( فرانسوی ، اِ ) ( اصطلاح سیاسی ) طرفداری از هرج و مرج. جانبداری از اغتشاش. || در اصطلاح سیاسی ، مسلکی که سعادت بشر را در نابودی حکومتها و قوانین آنها و هرج و مرج و اغتشاش را وسیله پیشرفت بسوی مقصود میداند. ( از فرهنگ فارسی معین ).

    فرهنگ فارسی

    ( اسم ) طرفداری از هرج و مرج جانبداری از اغتشاش . ۲ - مسلکی که سعادت بشر را در نابودی حکومتها و قوانین آنها و هرج و مرج و اغتشاش را وسیل. پیشرفت بسوی مقصود میداند .

    فرهنگ معین

    ( آنارشیسم ) [ فر. ] ( اِ. ) هرج و مرج طلبی ، نوعی فلسفه سیاسی که مبنای آن بر یک جامعة بدون حکومت قرار گرفته است .

    فرهنگ عمید

    ( آنارشیسم ) اندیشه ای که سعادت نوع بشر را در معدوم شدن حکومت ها و قوانین آن ها می داند و از ادارۀ کشور به وسیلۀ گروه های داوطلب خودگردان جانبداری می کند، اقتدارگریزی.

    دانشنامه اسلامی

    [ویکی فقه] آنارشیسم. آنارشیسم، جنبش و نظریه ای سیاسی است که عقیده دارد مرجعیت و قدرت سیاسی در هر شکلی نالازم و ناپسند است؛ لذا خواهان برافتادن هرگونه دولت و جایگزین انجمن های آزاد و گروه های داوطلب به جای آن است.

    واژه ی آنارشیسم ریشه در زبان یونانی دارد و ترکیبی از (archos) به معنی سرور، سر، رئیس و حکومت و پیشوند (an) برای منفی کردن می باشد. پس می توان سروری ستیزی یا حکومت ستیزی را معادل های مناسبی برای این واژه دانست و از لحاظ لغوی آنارشی به معنی «بی حکومتی» است.

    هیوود، اندرو، مفاهیم کلیدی در علم سیاست، ص۵۷، ترجمه ی حسن سعید کلاهی و عباس کاردان، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۵.

    ریشه نظریات آنارشیستی را در یونان باستان می توان یافت، برخی از قرائت های رواقی گری، شباهت هایی با اندیشه های آنارشیستی دارد. آنارشیسم در فاصله ی سال های ۱۸۴۰ تا ۱۸۷۰م شکل گرفت و در کشورهای اسپانیا، ایتالیا، سوئیس، فرانسه، اتریش، هلند، و برخی کشورهای آمریکای لاتین رواج یافت. اصطلاح آنارشیسم را نخستین بار «پرودون» (poroudhon)، فیلسوف فرانسوی به کار برد.

    پازارگاد، بهاء الدین، مکتب های سیاسی، ص۳۳، تهران، اقبال، بی تا.

    آنارشیسم، ایدئولوژی سیاسی است با این اعتقاد بنیادی که دولت باید برافتد و جامعه با شیوه ای داوطلبانه، بی توسل به زور و قدرتی سرکوب گر سازمان یابد؛ چرا که آنها اعتقاد دارند دولت شیطانی است، زیرا به عنوان منبعی از اقتدار قهری، اجباری و مطلق و نفی کننده اصول آزادی و برابری و نیز استقلال شخصی نامحدود است که در کانون تفکر آنارشیستی قرار دارد. از این رو، دولت و نهادهای حکومتی و قانون همگی فاسد و فسادکننده هستند.

    هیوود، اندرو، مفاهیم کلیدی در علم سیاست، ص ۵۷.

    ... wikifeqh: آنارشیسم بستن تبلیغات بستن تبلیغات

    دانشنامه عمومی

    آنارشیسم. اقتدارگریزی، سروری ستیزی یا آنارشیسم (به فرانسوی: Anarchisme) در زبان سیاسی به معنای نظامی اجتماعی و سیاسی بدون دولت، یا به طور کلی جامعه ای فاقد هرگونه ساختار طبقاتی یا حکومتی است. آنارشیسم، برخلاف باور عمومی، خواهان «هرج و مرج» و جامعهٔ «بدون نظم» نیست، بلکه همکاری داوطلبانه را درست می داند که بهترین شکل آن ایجاد گروه های خودمختار است. طبق این عقیده، نظام اقتصادی نیز در جامعه ای آزاد و بدون اجبارِ یک قدرتِ سازمان یافته بهتر خواهد شد و گروه های داوطلب می توانند بهتر از دولت های کنونی از پس وظایف آن برآیند. آنارشیست ها به طور کلی با حاکمیت هرگونه دولت مخالفند و دموکراسی را نیز استبداد اکثریت می دانند (که معایبش کمتر از استبداد سلطنتی است).

    آنارشیسم کمونیست

    آنارشیسم سندیکالیست (سندیکاگرا)

    آنارشیسم فردگرا (فردگرا)

    آنارشیسم دینی آنارشیسم فمینیست

    آنارشیسم شامل مخالفت با اقتدار یا هر گونه سازمان با ساختارهای طبقاتی در هر رابطه انسانی است و به سیستم دولت محدود نمی شود و به عنوان یک تئوری بی تعصب، آنارشیسم تساوی در بسیاری از جریان های فکری را خواهان است.آنارشیسم یک تئوری جهان بینی خاص ارائه نمی دهد و مانند دیگر نظریه ها در حال تغییر است. آنارشیسم خود زیر نحله های پرشماری دارد، که جز در یکی دو اصل بنیادین شباهت چندانی با هم ندارند. مکاتب فکری آنارشیسم می تواند اساساً متفاوت باشد، به طور مثال آنارشیسم هر چیزی از فردگرایی مطلق تا جمع گرایی کامل را حمایت می کند. آنارشیسم معمولاً به عنوان ایدئولوژی چپ رادیکال در نظر گرفته می شود و بیشتر اقتصاد آنارشیستی و فلسفه حقوق آنارشیستی از تفاسیر ضد استبدادی کمونیسم، اقتصاد مشارکتی، سندیکالیسم و همکاری متقابل تأثیر گرفته است.

    اصطلاح آنارشیسم متشکل شده از کلمه آنارشی و پسوند ایسم است. آنارشی مشتق از واژه یونانی anarkos به معنای بدون کسی که قانون تعیین کند و Anarchia به معنای عدم حکومت است. اولین استفاده شناخته شده از کلمه آنارشیسم در سال ۱۵۳۹ میلادی بود. بسیاری از انقلابیون در اوایل قرن نوزدهم اصول آنارشیستی نسل جدید را داشتند مانند ویلیام گادوین و ویلهلم وایتلینگ اما آنها از واژه آنارشیسم یا آنارشیست در توضیح عقاید خود استفاده نکردند. پیر ژوزف پرودون اولین فیلسوف سیاسی ای بود که خود را آنارشیست نامید. این تولد رسمی آنارشیسم در اواسط قرن نوزدهم در فرانسه بود. طرفداری از آزادی فردی گاه به معادلی برای آنارشیسم استفاده می شد. و تقریباً منحصراً در سال ۱۹۵۰ میلادی در آمریکا مورد استفاده قرار گرفت.

    از اندیشمندان برجستهٔ آنارشیست دیگر می توان از ماکس اشتیرنر، لئو تولستوی، میخائیل باکونین، پطر کروپوتکین، الیزه رکلوز، ماری بوخین، اما گلدمن، نوام چامسکی، هربرت رید، هوارد زین و اخیراً متفکران آزادی طلب و محافظه کاری با گرایش آنارشیستی مانند هانس هرمان هوپ و موری روثبارد نام برد.

    wiki: آنارشیسم

    گزارش تخلف یا اشتباه در معنی

    بستن تبلیغات

    دانشنامه آزاد فارسی

    آنارشیسم. (یا: حکومت ستیزی) آموزه ای سیاسی و فلسفی که قدرت سیاسی سازمان یافته (دولت) را در هر نظام اجتماعی و در همۀ اشکال آن مردود می شناسد و عامل بدبختی های بشر می داند. آنارشیست ها معتقدند که عالی ترین دستاورد بشری، آزادی مطلق شخص و صرفاً محدود به آزادی دیگری و پرهیز از رساندن آزار و آسیب به دیگران است. آنارشیسم به جای دولت، ادارۀ امور جوامع را از راه همکاری داوطلبانۀ مردم در سازمان های غیردولتی کوچک، مستقل و آزاد پیشنهاد می کند. اگرچه وجود اندیشه های آنارشیستی را می توان تا سه قرن پیش از میلاد نزد زنون فیلسوف یونانی پی گرفت، امّا آنارشیسم فلسفیِ دورۀ جدید با پیِر ژوزف پرودون (۱۸۰۹ـ۱۸۶۵) و کتاب مالکیت چیست او آغاز می شود. آنارشیست های فلسفی روش های خشونت آمیز را نفی می کنند و معتقدند که تکامل تدریجی اجتماعی سرانجام به سازماندهی های آنارشیک خواهد انجامید. آنارشیسم خشونت طلب در قرن ۱۹ از دل جنبش سوسیالیستی برآمد. میخائیل باکونین (۱۸۱۴ـ۱۸۷۶) که معتقد به توسل به زور و ترور برای رسیدن به هدف بود، در انترناسیونال اول (۱۸۶۹) به سبب اختلاف نظر با کارل مارکس اخراج شد. کروپاتکین، شاهزادۀ روس، از آنارشیست های مدرن و معتدل واز متفکران آنارشیسم بود. آنارشیست های افراطی با ترور مکینلی، رئیس جمهور امریکا، تزار الکساندر اول، هومبرت اول، پادشاه ایتالیا، جورج اول، پادشاه یونان، و کارنو، رئیس جمهور فرانسه، سبب شدند که افکار عمومی جهانیان همۀ آنارشیست ها را تروریست و خشونت طلب تلقی کند. از ربع دوم قرن ۲۰ آنارشیسم به مثابه فلسفه ای سیاسی و جنبشی سازمان یافته به سراشیبی ضعف و زوال و اضمحلال افتاد. الکساندر برکمنِ لهستانی تبار و اِما گلدمنِ لیتوانیایی نژاد، که هر دو به تابعیت امریکا درآمده بودند، از آخرین چهر ه های معروف جنبش آنارشیسم بودند که در ۱۹۱۹ هر دو به شوروی تبعید شدند.

    منبع مطلب : abadis.ir

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 5 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید