این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    اتحاد به انگلیسی

    دسته بندی :
    1. نکس
    2. مطالب سایت

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    اتحاد به انگلیسی را از این سایت دریافت کنید.

    اتحاد به انگلیسی

    معنی اتحاد به انگلیسی - معانی، جمله های نمونه، مترادف ها و متضادها و ... در دیکشنری آبادیس - برای مشاهده کلیک کنید

    اتحاد

    /~ettehAd/ coalition alignment alliance integration unification union unity

    فارسی به انگلیسی

    اتحاد جماهیر شوروی soviet union

    اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی

    union of soviet socialist republics

    اتحاد غیرعملی misalliance اتحاد مجازی knot اتحاد مجدد

    realignment, reunification, reunion

    اتحاد کردن

    to form a union, to be united

    مترادف ها

    consolidation (اسم)

    تقویت، اتحاد، ترکیب، تثبیت، تحکیم، قوام

    sodality (اسم)

    همراهی، اتحاد، همبستگی، دوستی، یگانگی

    accretion (اسم)

    افزایش، رشد پیوسته، اتحاد، یکپارچگی، بهم پیوستگی، افزایش بهای اموال، افزایش میزان رای

    alliance (اسم)

    اتحاد، پیوستگی، معاهده، وصلت، پیمان بین دول

    union (اسم)

    اتصال، اتحاد، بهم پیوستگی، الحاق، پیوستگی، اجتماع، وصلت، انجمن، ائتلاف، اتحادیه، پیوند، اتحاد و اتفاق، یگانگی وحدت، اشتراک منافع

    solidarity (اسم)

    اتحاد، بهم پیوستگی، همبستگی، همکاری، انسجام، مسئولیت مشترک

    association (اسم)

    اتحاد، پیوستگی، وابستگی، تجمع، امیزش، انجمن، مشارکت، شرکت، تداعی معانی، ائتلاف

    unison (اسم)

    اتفاق، هم اهنگی، اتحاد، هم صدایی، یک صدایی، هماوایی

    incorporation (اسم)

    اتصال، جا دادن، اتحاد، الحاق، پیوستگی، تلفیق، ادخال، یکی سازی ترکیب، یکی شدنی، ایجاد شخصیت حقوقی برای شرکت

    marriage (اسم)

    اتحاد، پیمان ازدواج، جشن عروسی، عروسی، ازدواج، نکاح، زناشویی، یگانگی

    confederation (اسم)

    اتفاق، اتحاد، معاهده، هم پیمانی، هم عهدی

    band (اسم)

    اتحاد، میدان، باند، نوار، ارکستر، روبان، بند و زنجیر، لولا، دستهء موسیقی، باند یا بانداژ، نوار زخم بندی، نوار پیچیدن، فتق بند، تسمه یا بند مخصوص محکم کردن

    injunction (اسم)

    اتحاد، دستور، نهی، قدغن، حکم بازداشت

    league (اسم)

    پیمان، اتحاد، اتحادیه، گروه ورزشی

    confederacy (اسم)

    اتفاق، اتحاد، اتحادیه، هم پیمانی، پیوند

    پیشنهاد کاربران

    یکدلی

    اشتراک همه ی افراد یک ملت در آمال و مقاصد چنان که به مقصد برسند

    متحد بودن یکچندی

    ریشه این واژه و واژه متحد و واژه های همخانواده از واژه آریایی " هیت" است ، ناگفته نماند که زبان عربی ، زبانی ساختگی است که بیش از نود درصد واژه های آن ایرانی ، عبری و سریانی و زبان های دیگر است

    یکدلی_ یکی شدن هم بستگی

    این واژه شاید ریشه ایرانی داشته باشد و از هیت اوستایی ساخته شده باشد اما برابر های آن :همدستی ، همپیمانی ، همراهی ، یکپارچگی یا واژه انجمن برای اتحادیه .

    سازمان ملل متحد : یا سازمان جهانی یکپارچگی

    سازمان جهان یکپارچه متحد بودن احتاد اعتماد پیوند یکدستی همدلی. متحد بودن پیوستگی

    وارد اتحاد شدن با کسی ( علیه ) . . . . . . . .

    یک دستی ( بیهقی )

    نقش من از چشم تو آواز داد

    که منم تو ، تو منی در اتّحاد

    مشاهده پیشنهاد های امروز

    معنی یا پیشنهاد شما

    + افزودن عکس و لینک

    منبع مطلب : abadis.ir

    معنی اتحاد به انگلیسی

    معنی اتحاد - معانی، نمونه جمله، مترادف و متضاد، تلفظ صوتی آمریکایی و بریتانیایی، کالوکیشن، فریزال ورب، اصطلاح و ... [برای مشاهده کلیک کنید]

    اتحاد به انگلیسی

    آخرین به‌روزرسانی: شنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۹

    فونتیک فارسی

    ettehaad

    مترادف و متضاد اتحاد

    ائتلاف، اتصال، اتفاق، پیوستگی، پیوند، توافق، وحدت، همبستگی، هم‌دستی، همدلی، همراهی، یکدلی، یگانگی، ≠ اختلاف

    لغات نزدیک اتحاد

    - اتاقک نرم پوش دار - اتاقک نگهبان - اتان - اتاوا (شهر) - اتباع - اتحاد - اتحاد (موقت)

    - اتحاد جماهیر شوروی

    - اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی

    - اتحاد غیرعملی - اتحاد کردن union

    منبع مطلب : fastdic.com

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 6 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید