این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    احمد وکیلی شهید

    دسته بندی :
    1. نکس
    2. مطالب سایت

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    احمد وکیلی شهید را از این سایت دریافت کنید.

    شهید احمد وکیلی، شهیدی که تروریست ها گوشت بدنش را خوردند!!

    شهید احمد وکیلی، شهیدی که تروریست ها گوشت بدنش را خوردند!!

    در راه دفاع از این مرز و بوم، جوانان بسیاری از جان و خانواده خود گذشتند، رهسپار میدان نبرد حق علیه باطل شدند و لحظه ای در نثار خون و جانشان تردید نکردند. یکی از این بزرگ مردان تاریخ ایران، شهید احمد وکیلی است که سرگذشتی دردناک را پشت سر گذاشت تا به دیدار معبودش شتافت. احمد وکلی متولد قم بود و با دین و قرآن آشنایی کامل داشت در زمان انقلاب اسلامی، همراه امامش برای نجات ایران مبارزه کرد و بعد از انقلاب و همزمان با شروع جنگ راهی جبهه شدو این شهید بزرگوار به شیوه ای ناجوانمردانه به شهادت رسید که حتی شنیدنش لرزه به اندام هر شنونده ای می اندازد، شهیدی که تروریست ها گوشت بدنش را خوردند ….

    دو برادر دیگر این شهید هم در جبهه های نبرد حق علیه باطل جنگیدند و به درجه رفیع شهادت رسیدند. روحشان قرین رحمت پروردگار.

    زندگی نامه شهید احمد وکیلی

    در قم متولدشده بود، در دوران ستم‌شاهی دانش‌آموزی بیش نبود، خوب و بد را می‌فهمید و به همین خاطر هم در دوران تحصیل همیشه به هر نحوی که می‌توانست زهرچشمی از رژیم منحوس پهلوی می‌گرفت. هیچ‌وقت آرام و قرار نداشت، گویا می‌خواست از تمام جان‌مایه بگذارد و به‌اندازه توان خود در شروع انقلاب اسلامی نقش داشته باشد.

    یک خاطره

    چهار صبح از آبان 56 گذشته بود که ما را با زور به خیابان بردند تا عکس شاه را دستمان بدهند و در حمایت از او شعار بدهیم. آن روز مراسم شروع شد. دست دوستم که مبصر بود یک عکس بسیار بزرگ شاه را دادند و به من هم گفتند یک‌طرف عکس را بگیر. من نیز این کار را کردم. ما توی راه نقشه می‌کشیدیم که عکس را یک جایی محکم به زمین بزنیم و خلاصه این کار را کردیم و پلاکارد را چنان بر زمین کوبیدیم که عکس شاه خائن پاره شد و من با یک دنیا شادی و سرور از میدان گریختم ولی دوستم را گرفتند که این چه‌کاری بود؟! چرا عکس را زمین انداختید؟! و او نیز در جواب گفته بود که چون پلاکارد سنگین بود از دوشمان به زمین افتاد!

    درواقع او بت‌ها را نمی‌خواست و ظالم‌ها را دوست نداشت چه رسد به اینکه عکس نامیمون و جهنمی آن‌ها را بر دوش بکشد. او رنج و درد چندین ساله خود و هم تباران را بر دوش می‌کشید. او عاشق مظلومان بود و فقط برای شادی آنان بود که لبخند می‌زد وگرنه تمام وجودش درد بود. او چنان از ظلم و ظالم بیزار بود که می‌خواست با پنجه‌هایش آنان را خفه کند چه رسد به این‌که عکسشان را بر دوش کشد. او از تمام شاهان بیزار بود و برای نابودی آن‌ها دندان به هم می‌سایید زیرا قرآن فرموده بود: «قالَت اِنَّ المُلوُک اِذا دَخَلوُا قَریَهً افسَدوُها وَ جَعَلوُا اَعِزَّهً اهل‌ها اَذِلَّه وَ کَذالِکَ یَفعَلوُن»

    انقلاب شروع شد

    آن روزها قم بوی خون و شهادت می‌داد, هرروز چندین شهید بر روی زمین می‌غلطیدند و روزی چندین مجروح و تیرخورده به بیمارستان تحویل داده می‌شد. پس از واقعه 19 دی که تقریباً هفت ماه می‌گذشت مردم قم دیگر روی آزادی را ندیدند. هرروز صدای رگبار گلوله بود و هرروز صدای خروش بی‌امان ملت رنجدیده و ستم‌کشیده بود که با فریاد مرگ بر شاه تمام کوچه‌ها و خیابان‌ها را زیر پا می‌گذاشتند.

    غسل شهادت

    تظاهرات مردم شهر هرروز پرشورتر می‌شد و او نیز همواره پا به‌پای مردم شرکت می‌کرد و می‌گفت: من غسل شهادت کرده‌ام, ازاین‌پس همیشه با غسل شهادت خواهم بود و می‌دانم که در این راه عمری بس کوتاه خواهم داشت؛ همیشه در تظاهرات‌ها شرکت پرشوری داشت.

    در قم روزانه ده‌ها تن کشته و زخمی می‌شدند. قم شهر خون بود و در این صحنه‌ها دشمن بیشتر آسیب می‌دید, زیرا همه‌جا برای رزمندگان پایگاه بود و درب همه خانه‌ها برای انقلابیون باز بود ولی دشمن بدون پایگاه و محکوم به نابودی بود.

    به‌مرورزمان چون دولت می‌دید در قم مبارزه به شکست می‌انجامد کم‌کم شهر از نیروهای نظامی خلوت می‌شد, لذا دیگر کمتر دست به عملیات می‌زدند. کم‌کم انقلاب اسلامی ایران که برخاسته از عزم و غرور و ولایت‌پذیری ملت ایران بود به پیروزی رسد.

    آتشی که هرگز خاموش نشد

    اسمش احمد بود و با پیروزی انقلاب نام مستعار سعید را برای خود انتخاب کرد، ترک تحصیل نموده و به خدمت سپاه درآمد و عاشقانه در خط امام حرکت کرد؛ در منطقه عملیاتی پاوه رشادت‌های بسیاری از خود نشان داد و همواره روحیه شکست‌ناپذیری را در خود حفظ کرد.

    ماجرای شهادت

    در سال 58 که حضور در کردستان، ایمانی قوی و دلی چون شیر را می‌طلبید، سعید در 2 نوبت عازم آن منطقه شد. در اردیبهشت سال 59 و در جریان عملیات آزادسازی شهر سنندج بعد از نبردی دلاورانه، مجروح شد و توسط کومله به اسارت گرفته شد. همان لباس با آرم سپاهی که پوشیده بود، کفایت می‌کرد تا خون‌خواران کومله تا لحظه شهادت بلاهایی بر سر او بیاورند که باور این رفتارها برای یک انسان بسیار سخت است.

    شهید سعید وکیلی ناطق 75 روز زیر شکنجه بود، ابتدا به هردو پایش نعل کوبیده و به همین ترتیب برای آوردن و چوب و سنگ به بیگاری می‌بردند. پس از دادگاهی شدن مرحوم به شکنجه مرگ شد بلکه اعتراف کند، اولین کاری که کردند هر دودستش را از بازو بریدند و چون وضع جسمانی خوبی نداشت برای معالجه و درمان به بهداری برده شد و پس از چند روز که کمی بهبودیافته بود او را آوردند و مجدداً اعتراف گرفتن شروع شد. پس‌ازآن معالجه سطحی، با دستگاه‌های برقی تمام‌صورتش را سوزاندند، سوزاندن پوست تنها مقدمه شکنجه بود به این معنی که مدتی می‌گذرد تا پوست‌های نو جانشین سوخته شده‌ها شود آن‌وقت همان پوست‌های تازه را می‌کنند که درد و سوزندگی‌اش بیشتر از قبل است و خونریزی شروع می‌شود و آن‌وقت نوبت آب‌نمک است که با همان جراحات داخل دیگ آب‌نمک می‌اندازند.

    تمام این مراحل را سعید وکیلی با استقامتی وصف‌ناپذیر تحمل کرد و لب به سخن نگشود او از ایمانی بسیار بالا برخوردار بود و مرتب قرآن زمزمه می‌کرد. استقامت این جوان آن شقی‌ها را بیشتر جری می‌کرد. سعید را با سنگدلی هر چه تمام‌تر به شهادت رساندند اما در این مسابقه تنها سعید بود که تاج شهادت را بر سر گذاشت و بر بال ملائک به ملکوت اعلی پیوست.

    منبع مطلب : shahadat-talab.ir

    آخرین خبر

    رکنا/يک ارتشي از ماجراي وحشتناک شهادت سعيد وکيلي و خوراندن گوشت جگر او به خودش پرده برداري کرد به گزارش رکنا، شهيد احمد وکيلي که با پيروزي انقلاب نام مستعار سعيد را براي خود انتخاب کرده بود ، بچه شهر قم بود. حضور در کردستان، ايماني قوي و دلي چون شير را مي طلبيد، در ارديبهشت سال 59 و در

    استانی (۱۵:۲۵) ۱۳۹۷/۰۴/۲۰ رکنا

    عروس عفریته حیوانی ترین درخواست را در لباس سفید کرد

    ۲.۳K ۰

    رکنا/يک ارتشي از ماجراي وحشتناک شهادت سعيد وکيلي و خوراندن گوشت جگر او به خودش پرده برداري کرد به گزارش رکنا، شهيد احمد وکيلي که با پيروزي انقلاب نام مستعار سعيد را براي خود انتخاب کرده بود ، بچه شهر قم بود. حضور در کردستان، ايماني قوي و دلي چون شير را مي طلبيد، در ارديبهشت سال 59 و در جريان عمليات آزاد سازي شهر سنندج بعد از نبردي دلاورانه، مجروح شد و توسط کومله به اسارت گرفته شد. همان لباس با آرم سپاهي که پوشيده بود، کفايت مي کرد تا خونخواران کومله تا لحظه شهادت بلاهائي بر سر او بياورند که باور اين رفتارها از يک انسان بسيار سخت است. بعد از مجروحيت و اسارت سعيد، ديگر هيچ خبري از او نبود و نيست و براي هميشه مفقود الاثر شد و تنها سند و حکايت بعد از اسارت ايشان خاطرات يک برادر ارتشي است که از آن دوران دارد: حدود يک سال و چندي که در دست کومله اسير بودم همان اول اسارت که به پايگاه منتقل شدم، گفتند هيچ اطميناني در حفظ اينها نيست، به همين خاطر پاشنه‌هاي هر دو پايم را با مته و دريل سوراخ کردند و برادران ديگر را هم نعل کوبيدند و با اراجيف و فحاشي بر اين عملشان شادماني مي‌کردند. بعد از 18 روز قرار شد ما را به سبک دموکراتيک و آزادانه!! محاکمه و دادگاهي کنند. روز دادگاه رسيد، رئيس دادگاه، سرهنگ حقيقي را که همان اوايل انقلاب فرار کرده بود، شناختم و محاکمه بسيار سريع به انجام رسيد. چون جرم Crime محکومين مشخص بود - دفاع از حقانيت اسلام و جمهوري آن و ندادن اطلاعات و بالطبع حکم هم مشخص، عده‌اي به اعدام فوري و بقيه هم به اعدام قسطي (يعني به تدريج) محکوم شديم. حکم ما که اعداممان قسطي بود به صورت کشيدن ناخن‌ها، بريدن گوشت‌هاي بازو و پاها، زدن توسط کابل، نوشتن شعارهاي انقلابي توسط هويه برقي و آتش سيگار به سينه و پشت و تمامي اينها بي چون و چرا اجراء مي‌شد که آثارش بخوبي بر بدنم مشخص است. مرسوم است به ميمنت ازدواج نوجواني، جلو پايش، قرباني ذبح شود. اين رسم را کومله نيز اجرا مي‌کرد با اين تفاوت که قرباني‌ها در اينجا جوانان اسير ايراني بود. عروسي دختر يکي از سرکردگان بود، پس از مراسم، آن عفريته گفت: بايد برايم قرباني کنيد تا به خانه شوهر بروم، دستور داده شد قرباني‌ها را بياورند. ۱۶ نفر از مقاوم ترين بچه‌هاي سپاه و بسيج و ارتش و دو روحاني را که همه جوان بودند، آوردند و تک تک از پشت سر بريده شدند، اين برادران عزيز مانند مرغ سربريده پر پر مي‌زدند و آنها شادي و هلهله مي‌کردند. بله، بزرگترين جرم همگي ما اين بود که مي‌خواستيم دست اينان را از سر مردم مظلوم و مسلمان کُرد آن منطقه کوتاه کنيم. سعيد 75 روز زير شکنجه بود، ابتدا به هر دو پايش نعل کوبيده و به همين ترتيب براي آوردن چوب و سنگ به بيگاري مي‌بردند. پس از دادگاهي شدن محکوم به شکنجه مرگ شد بلکه اعتراف کند. اولين کاري که کردند هر دو دستش را از بازو بريدند و چون وضع جسماني خوبي نداشت براي معالجه و درمان به بهداري برده شد و اين بهداري بردن و معالجه کردن هايشان به خاطر اين بود که مدت بيشتري بتوانند شکنجه کنند والا حيوانات وحشي را با ترحم هيچ سنخيتي نيست. پس از آن معالجه سطحي، با دستگاه هاي برقي تمام صورتش را سوزاندند، سوزاندن پوست تنها مقدمه شکنجه بود به اين معني که مدتي مي‌گذرد تا پوست‌هاي نو جانشين سوخته‌ شده و آن وقت همان پوست‌هاي تازه را مي‌کندند که درد و سوزندگي‌اش بسيار بيش از قبل است و خونريزي شروع مي‌شود و تازه آن وقت نوبت آب نمک است که با همان جراحات داخل ديگ آب نمک مي‌اندازند که وصفش گذشت. تمام اين مراحل را سعيد وکيلي با استقامتي وصف‌ناپذير تحمل کرد و لب به سخن نگشود. او از ايماني بسيار بالا برخوردار بود و مرتب قرآن را زمزمه مي‌کرد. استقامت اين جوان آن بي‌رحم‌ها را بيشتر جري مي‌کرد. او که ديگر نه دستي، نه پائي، نه چشمي و نه جوارحي سالم داشت با قلبي سوخته به درگاه خدا ناليد که خدايا مپسند اينچنين در حضور شياطين افتاده و نالان باشم دوست دارم افتادگي‌ام تنها براي تو باشد و بس. خداوند دعايش را اجابت نمود. سعيد را به دادگاه ديگري بردند و محکوم به اعدام گرديد. زخمهايش را باز کردند و پس از آنکه با نمک مرهم گذاشتند ،داخل ديگ آب جوش که زيرش آتش بود انداختند و همان جا با لبي ذاکر به ديدار معشوق شتافت. اما اين گرگان که حتي از جسد بي‌جانش نيز وحشت داشتند ديگر اعضايش را مثله نمودند و جگرش را به خورد ما که هم سلوليش بوديم دادند و مقداري را هم خودشان خوردند و البته ناگفته نماند مقداري را هم براي امام جمعه اروميه فرستادند. همراهان عزيز، آخرين خبر را بر روي بسترهاي زير دنبال کنيد: آخرين خبر در سروش http://sapp.ir/akharinkhabar آخرين خبر در ايتا https://eitaa.com/joinchat/88211456C878f9966e5 آخرين خبر در بله https://bale.ai/invite/#/join/MTIwZmMyZT آخرين خبر در گپ https://gap.im/akharinkhabar

    منبع مطلب : akharinkhabar.ir

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 3 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید