این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    ایران متحد

    دسته بندی :
    1. نکس
    2. مطالب سایت

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    ایران متحد را از این سایت دریافت کنید.

    روابط خارجی ایران

    روابط خارجی ایران

    از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

    سیاست خارجی ایران به رابطه‌های اقتصادی و دیپلماتیک میان حکومت ایران و حکومت‌های کشورهای دیگر اشاره دارد. به‌طور کلی، می‌توان سیاست خارجی این کشور را به سه بازهٔ زمانی قاجار، پهلوی و جمهوری اسلامی بخش‌بندی کرد.

    آخرین حکومت‌های ایران، سیاست خارجی متفاوتی را دنبال کرده‌اند. محمدرضا پهلوی، در سیاست خارجی به دنبال دوری از تنش بود و با وجود روابط نزدیک با آمریکا، با اتحاد جماهیر شوروی نیز روابط مناسبی ایجاد کرد؛ در همین حال، با بسیاری از کشورهای جنبش عدم تعهد، روابط گرمی را حفظ کرد. با وجود روابط دوستانه با جهان، وی همواره نیروی نظامی ایران را تقویت می‌کرد. اما با پدیداری جمهوری اسلامی، ایران تبدیل به کشوری تجدیدنظرطلب، مخاصمه‌جو، رادیکال و مذهبی شد. استکبارستیزی و صدور انقلاب از سیاست‌های مورد توجه ایران در این دوره هستند. در زمینهٔ غرب‌ستیزی، جمهوری اسلامی همچنین کوشش کرد که با رژیم‌های کمونیستی روابط نزدیکی برقرار کند. سیاست خارجی ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷، بیشتر بر اساس ارزش‌گذاری‌های نظام دینی شکل گرفت و تغییر ماهیت داد. پایه‌گذاری نظام جمهوری اسلامی بر اساس قانون و احکام اسلامی و برنامه‌های هسته‌ای و موشکی ایران را مهم‌ترین چالش‌های این کشور در روابط خارجی‌اش برمی‌شمارند. در سال‌های اخیر مذاکراتی با گروه ۱+۵ صورت گرفت اما نه تنها نتیجه مثبتی در سیاست‌های خارجی و تحریم‌های آمریکا علیه ایران نداشت بلکه پس از خروج آمریکا با چرایی نقض برجام توسط جمهوری اسلامی، تحریم‌های شدید و سنگین‌تری علیه ایران ایجاد شد.

    پادشاهی پهلوی[ویرایش]

    رضاشاه[ویرایش]

    مقالهٔ اصلی: رویکردهای سیاسی رضاشاه

    نگاره‌ای از رضاشاه و آتاترک

    به‌قدرت رسیدن رضاشاه، مصادف شد با دورهٔ پس از جنگ جهانی اول؛ هنگامی که انگلیس و شوروی تضاد قابل توجهی بر سر مسائل ایران داشتند. رضاشاه از این تضاد پیش‌آمده میان قدرت‌های جهانی بهره برد و به گسترش روابط سیاسی و اقتصادی ایران با کشورهای دیگر، همچون کشورهای همسابه پرداخت. ایران برای انگلستان از چند جهت، همچون داشتن نفت، حفاظت از هندوستان و پیش‌گیری از نفوذ دیگر ملل در خاورمیانه، دارای اهمیت بود. پس از روی کار آمدن رضاشاه، سرکوب شورشی‌های شمال ایران و ایستادگی در برابر نفوذ کمونیسم، به آسانی قابل لمس بود تا انگلستان وی را تحمل کند اما این کشور به‌طور کلی نسبت به اقدامات رضاشاه، بدگمان بود. رضاشاه نیز دریافته بود که نفت برای انگلیسی‌ها جنبه‌ای حیاتی دارد و آنان از نفت به هیچ وجه، حتی به قیمت تجزیه‌شدن ایران، نخواهند گذشت.[۱] با این حال، نخستین اقدام قابل توجه وی پس از کودتا در اسفند ۱۲۹۹، پایان دادن به هرج و مرج و نابودی قدرت حکام محلی ایران بود؛ چیزی که دقیقاً برعکس و ضد آنچه بود که انگلستان برای ایران می‌خواست. وی در جهت عکس و ضد استراتژی استعماری (اروپایی یا غربی) حرکت می‌کرد.[۲] در دورهٔ زمامداری رضاشاه همچنین ایران رابطهٔ نزدیکی با کشور آلمان برقرار کرد، به‌گونه‌ای که این کشور به بزرگ‌ترین شریک تجاری ایران تبدیل شد و بیش از سه هزار کارشناس آلمانی در ایران استقرار یافتند.[۳] این افزایش رابطه با آلمان، باعث تیرگی روابط با بریتانیا و شوروی شد.[۴]

    در سال ۱۳۰۷ (۱۹۲۸ م)، رضاشاه برای پس‌گیری شماری از جزایر خلیج فارس، به ویژه بحرین با انگلستان وارد مذاکراتی شد. هرچند که نتوانست برای ایران موفقیتی کسب کند و مذاکرات در این مورد، شکست خورد تا روابط ایران و انگلیس، تیره گردد. پس از این، رضاشاه فرمان فرستادن نیروها به جزایر بحرین را داد و طرف انگلیسی، نیروی دریایی خود را جهت مقابله با نیروهای ایرانی، به خلیج فارس فرستاد.[۱] ایران این دوره، نیروی دریایی مجهزی نداشت و پی برد که درگیری نظامی با یک قدرت جهانی، سودی ندارد. نهایتاً، ایران تصمیم به شکایت به جامعه ملل گرفت تا بحرین استرداد گردد؛ اما فقط توانست جزایر کوچکی در خلیج فارس را پس بگیرد و نفوذ انگلستان در این سازمان، اجازهٔ بازگشت بحرین به ایران را نداد. با این حال، ایران خود را بر بحرین، دارای حق حاکمیت می‌دانست.[۱]

    درگیری‌ها با انگلستان ادامه‌دار بود. با عدم اجرای مفاد قرارداد دارسی از سوی انگلیسی‌ها و عدم دست‌یابی به توافقی تازه، رضاشاه به تقی‌زاده، وزیر دارایی ایران، فرمان لغو این قرارداد را داد. پس از این لغو یک‌سویه قرارداد، نیروهای نظامی انگلیس در نزدیکی مرزهای ایران مستقر شدند و تهدیدهای نظامی و سیاسی علیه ایران، آغاز شد و شکایتی نیز از ایران در جامعه ملل، تنظیم گردید. در نهایت، قرارداد تازه‌ای بسته شد که با اینکه از چند جهت به سود ایران بود، هنوز هم از جهاتی به ضرر این کشور بوده‌است.[۱] در ۶ دی ۱۳۱۳، در دوران رضاشاه، حکومت ایران به شکل رسمی از کشورهای دیگر خواست که در مکاتبات رسمی، از واژهٔ به جای واژه‌هایی همچون ، و استفاده کنند. در این دوران، در اروپا، تنها یک اصطلاح جغرافیایی بود و برای اشاره به این کشور به کار نمی‌رفت.[۵]

    در تیرماه ۱۳۱۶، پیمان سعدآباد با درون‌مایهٔ اتحاد، میان ایران، افغانستان، ترکیه و عراق نوشته شد. منش سیاسی رضاشاه، تبلیغات منفی قدرتمندی علیه او ایجاد کرد و بریتانیا که از دیرباز به شخص رضاشاه بدبین بود، روابط ایران با ایتالیا، فرانسه و آلمان را نیز سبب نگرانی دانست؛ تبلیغات رسانه‌ای علیه رضاشاه، پس از روابط ۱۹۳۹ ایران با ژاپن، شدت گرفت.[۶] با رخ دادن جنگ جهانی دوم، با وجود اعلام بی‌طرفی، بریتانیا و شوروی ایران را اشغال کرده و رضاشاه را با اعمال فشار برکنار کردند. بریتانیا در هنگام اشغال ایران توانست چند تهدید دیگر هم از بین ببرد؛ برای مثال، ناوگان دریایی ایران که در حال شکل‌گیری بود را به همراه دریادارانی همانند غلامعلی بایندر، از میان برداشت. پس از اشغال ایران، بریتانیا و شوروی به محمدعلی فروغی پیشنهاد دادند که رسماً جمهوریت را اعلام کند که وی مخالفت کرد. کمی بعد، آشکار شد که بریتانیا و شوروی خواستار کنار زدن رضاشاه هستند و این دو، در نهایت از سلطنت پسر او، محمدرضا پهلوی حمایت کردند.[۶]

    محمدرضا پهلوی[ویرایش]

    منبع مطلب : fa.wikipedia.org

    منبع مطلب : chromewebdata

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 7 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید