این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    تضعیف یعنی چه

    دسته بندی :
    1. نکس
    2. مطالب سایت

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    تضعیف یعنی چه را از این سایت دریافت کنید.

    تضعیف

    معنی تضعیف - معانی، لغت نامه دهخدا، فرهنگ اسم ها، فرهنگ معین و عمید، مترادف و متضاد و ... در فرهنگ لغت آبادیس - برای مشاهده کلیک کنید

    تضعیف

    /taz~if/

    مترادف تضعیف: ناتوان سازی، ناتوان کردن، ضعیف کردن، دوبرابرسازی، مضاعف سازی، دوبرابر کردن، مضاعف کردنمتضاد تضعیف: تحکیم، تشییدبرابر پارسی: ناتوان کردن، سست کردن

    بستن تبلیغات

    فارسی به انگلیسی

    doubling, reduplication, weakening, debilitation, devitalization, emasculation

    مترادف ها

    attenuation (اسم) میرایی، تضعیف debilitation (اسم) تضعیف، ناتوان سازی

    لغت نامه دهخدا

    تضعیف. [ ت َ ] ( ع مص ) سست و ناتوان پنداشتن کسی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ضعیف شمردن کسی را. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تضعف شود. || ضعیف خواندن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). به سستی و ضعف منسوب کردن حدیث را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). منسوب به ناتوانی کردن. ( آنندراج ).به ضعف منسوب کردن حدیثی را. ( از اقرب الموارد ). || ضعیف کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( ناظم الاطباء ). ناتوان کردن. ( دهار ). || ناتوان ساختن سفر کسی را. ( از اقرب الموارد ). || افزون کردن. ( زوزنی ) ( دهار ) ( تاج المصادر بیهقی ). یک چیز را دوچندان نمودن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). دوچندان کردن و افزون کردن. ( آنندراج ). دوچندان کردن چیزی. ( از اقرب الموارد ). دوچند گردانیدن. ( غیاث اللغات ). || نزد محاسبان ، افزودن عددی باشد بر خودش مانند افزودن چهار بر چهار که حاصل عمل هشت باشد. و چنین عددی را مضعَف نامند و حاصل عمل را تضعیف خوانند. مانند هشت در مثال مذکور، و گاه تضعیف را بمعنی ضرب استعمال کنند. چنانکه در پاره ای از حواشی تحریر اقلیدس بیان شده. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ).

    - تضعیف بیوت شطرنج ؛ دو چندان گردانیدن خانه های شطرنج یعنی در هر خانه شطرنج دوچند کردن اعداد چیزی از اعداد خانه ای که بالای اوست مثلاً اگر در خانه اول یک برنج نهند در خانه دوم دو برنج نهند ودر خانه سوم چهار برنج و در خانه چهارم هشت برنج... و علی هذا القیاس تا خانه شصت وچهارم... ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). و رجوع به غیاث اللغات شود :

    لعب دهر است چو تضعیف حساب شطرنج

    گرچه پایان طلبندش نه همانا بینند.

    خاقانی.

    || ( اِ ) غش کیمیا. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). غش و فساد کیمیا.( ناظم الاطباء ).

    بستن تبلیغات

    فرهنگ فارسی

    دوبرابرکردن، دوچندان کردن، ضعیف کردن، سست

    ۱-( مصدر ) دو چندان کردندو برابر کردن . ۲ - ضعیف کردن ناتوان ساختن . ۳ - ( اسم ) ناتوانی سستی ضعف . جمع : تضعیفات .

    فرهنگ معین

    (تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - دو برابر کردن . ۲ - ضعیف کردن .

    فرهنگ عمید

    ۱. ضعیف کردن، سست و ناتوان کردن.

    ۲. [قدیمی] دوبرابر کردن، دوچندان کردن.

    فرهنگستان زبان و ادب

    {attenuation} [مهندسی مخابرات] 1. افت توان نشانک 2. افت یا ضعیف شدن نشانک الکترومغناطیسی درطی مسافت

    دانشنامه عمومی

    تضعیف در علم فیزیک یا در بعضی متون دیگر به معنی کاهش تدریجی شدت شارش در طول محیط واسط است. برای مثال شیشه های سیاه نور خورشید را تضعیف می کنند سرب، اشعه های ایکس را تضعیف می کند و جو زمین در نرخ های تضعیف متفاوت هم نور و هم صدا را تضعیف می کند. محافظان شنوایی به کاهش جریان صوتی در جاری شدن در گوش ها کمک می کنند این پدیده تضعیف صوتی نامیده شده و برحسب دسی بل (db) اندازه گیری می شود. در مهندسی برق و مخابرات، تضعیف بر انتشار امواج و سیگنال ها در مدارات الکتریکی و فیبرهای نوری و در هوا تأثیر می گذارد. تضعیف کننده های الکتریکی و نوری اجزا به طور معمول ساخته شده در این زمینه هستند.

    امپدانس الکتریکی پویش آزاد متوسط پرتونگاری انتشار موج

    در بسیاری از موارد، تضعیف یک تابع نمایی از طول مسیر در سر تا سر محیط واسطه است. در طیف بینی شیمیایی این به عنوان قانون beer-lambert شناخته شده است. در مهندسی، تضعیف معمولاً در واحدهای دسی بل در واحد طول واسطه اندازه گیری می شود. (db/cm , db/km , غیره) و با ضریب تضعیف محیط واسطه در سؤال نشان داده می شود. در زلزله ها نیز تضعیف رخ می دهد. وقتی که امواج مرتعش در فاصله ای دورتر از مرکز زمین لرزه حرکت می کنند از آنجا که توسط زمین، تضعیف می شوند، کوچکتر می شوند.

    یکی از زمینه های تحقیق که تضعیف، شدیداً به حساب می آید، فیزیک فراصوت است. تضعیف در فراصوت، کاهش دامنهٔ پرتو موج فراصوت در قالب تابعی از فاصلهٔ سرتاسر محیط واسطهٔ تمثالی است. محاسبات برای تأثیرات تضعیف در فراصوت مهم است از آنجا که یک دامنهٔ سیگنال کاهش یافته می تواند در کیفیت تصویر تولید شده اثرگذارد. با شناخت تضعیفی که یک پرتو فراصوت در سفر در طول واسطه تجربه می کند، یک شخص می تواند دامنهٔ سیگنال را جهت جبران برای هر کاهش انرژی، مطابق با ژرفای تمثالی مطلوب، تنظیم کند. اندازه گیری تضعیف فراصوت در سیستم های ناهمگن، مثل امولاسیون (ذرات چربی در شیر و آب) یا کلوییدها (سریشمی) اطلاعاتی را در توزیع اندازه های ذره ای، ارزانی می کند. یک استاندارد Iso در این تکنیک وجود دارد.

    تضعیف فراصوت می تواند برای اندازه گیری علم جریان و تغییر مادهٔ کششی به کار رود. روانه سنج (دستگاهی که سرعت جریان به ویژه جریان خون را اندازه می گیرد) صوتی ای وجود دارند که قانون استوک (stoke) را برای اندازه گیری چسبناکی کششی و چسبناکی صوتی به کار می برند. معادلات موجی که تضعیف صوتی را در محاسبه می آورند می توانند به فرم مشتقی کسری نوشته شوند. همچنین تضعیف آکوستیک را ببینید.

    wiki: تضعیف

    تضعیف (ابهام زدایی). تضعیف ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:

    تضعیف ضریب تضعیف جرمی

    عامل بیماری زای تضعیف شده

    wiki: تضعیف (ابهام زدایی)

    گزارش تخلف یا اشتباه در معنی

    بستن تبلیغات

    فارسی به عربی

    تخفیف

    پیشنهاد کاربران

    ترتیب: قدیمیجدیدرای موافقرای مخالف

    شهریار آریابد

    ١٠:٢٨ - ١٣٩٧/١٠/٢٥

    " ستوهش " از بن ستوهیدن به چم ناتوان ساختن ، سست کردن.

    گزارش

    16 | 1

    غفار

    ١٤:٢١ - ١٣٩٩/٠٤/١١ فرو کاست، فرو گشت

    گزارش

    12 | 1

    علی باقری

    ٠٢:٥٥ - ١٣٩٩/٠٩/١٠

    منبع مطلب : abadis.ir

    معنی تضعیف

    معنی واژهٔ تضعیف در لغت‌نامه دهخدا به فارسی، انگلیسی و عربی از واژه‌یاب

    تضعیف

    لغت‌نامه دهخدا

    تضعیف . [ ت َ ] (ع مص ) سست و ناتوان پنداشتن کسی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ضعیف شمردن کسی را. (از اقرب الموارد). و رجوع به تضعف شود. || ضعیف خواندن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). به سستی و ضعف منسوب کردن حدیث را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). منسوب به ناتوانی کردن . (آنندراج ).به ضعف منسوب کردن حدیثی را. (از اقرب الموارد). || ضعیف کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (ناظم الاطباء). ناتوان کردن . (دهار). || ناتوان ساختن سفر کسی را. (از اقرب الموارد). || افزون کردن . (زوزنی ) (دهار) (تاج المصادر بیهقی ). یک چیز را دوچندان نمودن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). دوچندان کردن و افزون کردن . (آنندراج ). دوچندان کردن چیزی . (از اقرب الموارد). دوچند گردانیدن . (غیاث اللغات ). || نزد محاسبان ، افزودن عددی باشد بر خودش مانند افزودن چهار بر چهار که حاصل عمل هشت باشد. و چنین عددی را مضعَف نامند و حاصل عمل را تضعیف خوانند. مانند هشت در مثال مذکور، و گاه تضعیف را بمعنی ضرب استعمال کنند. چنانکه در پاره ای از حواشی تحریر اقلیدس بیان شده . (از کشاف اصطلاحات الفنون ).

    - تضعیف بیوت شطرنج ؛ دو چندان گردانیدن خانه های شطرنج یعنی در هر خانه ٔ شطرنج دوچند کردن اعداد چیزی از اعداد خانه ای که بالای اوست مثلاً اگر در خانه ٔ اول یک برنج نهند در خانه ٔ دوم دو برنج نهند ودر خانه ٔ سوم چهار برنج و در خانه چهارم هشت برنج ... و علی هذا القیاس تا خانه ٔ شصت وچهارم ... (غیاث اللغات ) (آنندراج ). و رجوع به غیاث اللغات شود :

    لعب دهر است چو تضعیف حساب شطرنج

    گرچه پایان طلبندش نه همانا بینند.

    خاقانی .

    || (اِ) غش کیمیا. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). غش و فساد کیمیا.(ناظم الاطباء).

    جست‌وجوی تضعیف در واژه‌نامه‌های دیگر

    نگارش معنی دیگر برای تضعیف

    منبع مطلب : www.vajehyab.com

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 11 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید