این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    رضا خضرایی

    دسته بندی :
    1. نکس
    2. مطالب سایت

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    رضا خضرایی را از این سایت دریافت کنید.

    گفت‌وگو با رضا خضرایی گوینده «قصه ظهر جمعه»

    گفت‌وگو با رضا خضرایی گوینده «قصه ظهر جمعه»

    گوینده پیشکسوت رادیو ـ که با بازگشت «قصه ظهر جمعه»، گویندگی این برنامه قدیمی را بر عهده گرفته است، می‌گوید تعامل با مخاطب از مهمترین اصول گویندگی در رادیو است، اما متاسفانه برخی از برنامه‌ها این تعامل را درست برقرار نکرده و مطلب جدیدی به مخاطب خود اضافه نمی‌کنند. رادیو ایران از  پنجم دی ماه […]

    گوینده پیشکسوت رادیو ـ که با بازگشت «قصه ظهر جمعه»، گویندگی این برنامه قدیمی را بر عهده گرفته است، می‌گوید تعامل با مخاطب از مهمترین اصول گویندگی در رادیو است، اما متاسفانه برخی از برنامه‌ها این تعامل را درست برقرار نکرده و مطلب جدیدی به مخاطب خود اضافه نمی‌کنند.

    رادیو ایران از  پنجم دی ماه «قصه ظهر جمعه» را مجددا تولید و پخش می کند. «قصه ظهر جمعه» از برنامه های شاخص رادیو ایران است که سال هاست ظهرهای جمعه پخش می شود. با توجه به توقفی که در تولید این برنامه صورت گرفته بود، اکنون دوره جدید این برنامه در گروه فرهنگ و ادب تولید و پخش می شود.

    رضا خضرایی که گویندگی این برنامه را در دور جدید عهده دار شده است، درباره تاریخچه «قصه ظهر جمعه» به ایسنا گفت: دو هفته است که گوینده برنامه «ظهر جمعه» هستم. این برنامه، قدیمی ترین برنامه در رادیو است. در اردیبهشت سال ۱۳۱۹ که رادیو تاسیس شد، برنامه «قصه ظهر جمعه» حدود یک ماه بعد شروع به پخش کرد و همچنان روزهای جمعه پخش می‌شود. اولین کسی که این برنامه را راه اندازی کرد و گوینده آن بود، آقای فضل الله مهتدی صبحی بود و تا جایی که من می دانم ایشان حدود ۲۵ سال در این برنامه گویندگی کردند. بعد از ایشان، زنده یاد حمید عاملی مدتی این برنامه را اجرا می کردند. خانم مریم نشیبی هم در این برنامه گویندگی کردند و بعد هم آقای محمدرضا سرشار که به عنوان رضا رهگذر هم شناخته می‌شوند حدود ۲۴ سال این برنامه را اجرا کردند. مدتی هم آقای مدرس، گوینده برنامه «قصه ظهر جمعه» بودند. در یکی ـ دو سال اخیر برنامه‌های «قصه ظهر جمعه» تکراری پخش می‌شد تا اینکه با توجه به سابقه من در رادیو، گویندگی این برنامه به من پیشنهاد شد.

    فضل الله مهتدی صبحی ـ نخستین گوینده «قصه ظهر جمعه»

    خضرایی که بیش از ۴۰ سال سابقه گویندگی دارد، درباره ورودش به رادیو و نیز همکاری با سری جدید «قصه ظهر جمعه» یادآور شد: من از فروردین سال ۱۳۵۲ در رادیو مشغول به کار هستم و برنامه‌های مختلف ادبی، هنری، مذهبی و اجتماعی را گویندگی کرده‌ام اما بیشتر در برنامه‌های ادبی حضور داشته‌ام. در برنامه‌های مختلف من داستان هم روایت می‌کردم؛ مثلا در رادیو فرهنگ، «رادیو داستان» را اجرا می‌کردم و در رادیو تهران هم برنامه‌هایی که اجرا می‌کردم قصه خوانی هم داشت. با توجه به سابقه ای که داشتم برای همکاری با رادیو ایران با من صحبت شد و من یکی دو مورد قصه را گویندگی کردم که مورد پسند قرار گرفت و قرار شد من برنامه «قصه ظهر جمعه» را روایت کنم که تهیه کنندگی آن بر عهده خانم ندا حاجی اسماعیلی است. از جمعه پنجم دی ماه برنامه مجددا شروع شده است و امیدوارم که با اقبال مردم روبه‌رو شود.

    زنده یاد حمید عاملی ـ گوینده قصه ظهر جمعه

    این گوینده باسابقه با اعتقاد بر اینکه برخی از گویندگان نسل جوان رادیو، آن مسیری را که او و هم دوره‌ای هایش برای رسیدن به گویندگی در رادیو طی کرده‌اند طی نمی‌کنند، اظهار کرد: به نظر نمی‌آید که همه‌ آن‌ها مسیری را که من و هم نسل‌هایم طی کردیم طی کرده باشند؛ اما در گویندگی علاقه خیلی مهم است؛ اگر علاقه، مطالعه و پشتکار نداشته باشی عملا کنار گذاشته می‌شوی و نمی توانی زیاد دوام بیاوری. من به دوستان جوان ترم می‌گویم سعدی بخوانید، حافظ بخوانید و البته بدانید که چه می‌خوانید. یک گوینده ورزشی می‌گوید من به این چیزها احتیاجی ندارم و فقط باید اسامی بازیکنان را بدانم اما نمی‌شود ادبیات را کنار گذاشت. متاسفانه در بعضی از برنامه ها من می‌شنوم که خواننده ای شعر حافظ و سعدی را غلط می‌خواند و کسی هم نیست که اصلاحش کند. ما در ادبیات خود پنج قله داریم: فروسی، مولوی، نظامی، حافظ و سعدی که باید به نوعی آنها را بشناسیم تا بتوانیم پشت میکروفون طوری صحبت کنیم که شنونده از ما چیزی بیاموزد. بعضی از جوانترها اگر سوالی داشته باشند زنگ می‌زنند و می‌پرسند اما متاسفانه برخی گمان می‌کنند با چند سال گویندگی علامه دهر شده‌اند و این چیز پسندیده‌ای نیست.

    او ارتباط و تعامل با مخاطب را یکی از موارد مهم گویندگی عنوان کرد و گفت: گوینده ای که با شنونده‌اش تعامل نداشته باشد نمی تواند موفق باشد. یکی از موارد مهم گویندگی در رادیو سلیقه مخاطب را در نظر گرفتن و ارتباط با مخاطب است که می‌تواند مخاطب عام یا خاص باشد. با توجه به تجربه ام در گویندگی که نزدیک به نیم قرن شده است، فکر می‌کنم در قصه گویی و روایت این ارتباط باید صمیمی تر هم باشد تا پیام قصه به ذهن مخاطب بنشیند و از آن لذت ببرد.

    رضا خضرایی ـ گوینده حال حاضر «قصه ظهر جمعه»

    این گوینده درباره برنامه‌های رادیو و ارتباطشان با مخاطب، با بیان اینکه برخی از برنامه ها مطلب جدیدی به شنونده انتقال نمی‌دهند، گفت: در حال حاضر بعضی از برنامه‌های رادیو را نمی پسندم. بسیاری از برنامه‌های رادیو ارتباطشان را با مخاطب این طور برقرار می‌کنند که مطلب خاصی به مخاطب گفته نمی‌شود؛ فقط ممکن است موضوعی به مخاطب ارائه شود تا مخاطب درباره آن اظهار نظر کند. در برخی از این برنامه ها تمام زمان برنامه اختصاص داده شده به پیامک خواندن و پخش تماس مخاطبان و در واقع محتوایی به مخاطب ارائه نمی‌شود؛ ظاهرا می‌گویند این نوع برنامه ‌ها جوان پسند است؛ همچنین برنامه‌هایی داریم که فقط شنونده تماس می گیرد و ترانه درخواست می‌کند و ساعت برنامه هم زیاد است؛ البته ما قبلا هم برنامه ترانه درخواستی داشتیم اما شرایطش فرق می‌کرد و در مورد ترانه‌، خواننده و آهنگسازش توضیح داده می‌شد. من فکر می‌کنم بعضی از برنامه های رادیو از محتوایی که باید برخوردار نیستند.

    منبع مطلب : voiceart.ir

    رضا خضرایی گوینده‌ای که پیر شد ولی سیر نه!

    11:40محمدباقر رضایی، نویسنده برنامه های ادبی رادیو که با متن های طنز و آهنگینش یادی از مشاهیر و مفاخر صدا می کند، این بار به سراغ رضا خضرایی، گوینده پیشکسوت ...ادامه مطلب

    آخرین اخبارتلویزیون

    رضا خضرایی گوینده‌ای که پیر شد ولی سیر نه!

    11:40

    محمدباقر رضایی، نویسنده برنامه های ادبی رادیو که با متن های طنز و آهنگینش یادی از مشاهیر و مفاخر صدا می کند، این بار به سراغ رضا خضرایی، گوینده پیشکسوت رادیو رفت.

    رضا خضرایی از جمله گوینده‌های رادیو است که در جوانی بازیگر تئاتر بود. او در اداره ای غیر مرتبط با مسایل هنری هم استخدام شد، اما رادیو را به کارهای دیگر ترجیح داد و در کنار کار اداری اش به طرزی عاشقانه در خدمت رادیو بود.

    محمدباقر رضایی در سلسله مطالب طنزگونه اش درباره مشاهیر صدا، این بار به سراغ این گوینده پیشکسوت رفته و شرح حال طنز و آهنگینی درباره او نوشته.

    او می‌گوید: اگر فعل‌های این متن طنز، همه‌اش “بود” است و “هست و است” نیست به این علت است که رضا خضرایی اکنون از دوران اوجِ کاری‌اش فاصله گرفته و جزو افراد قدیمیِ رادیو محسوب می‌شود.

    البته در همین سنّ نزدیک به هفتاد سالگی، هنوز هم جوان به نظر می‌رسد و تواناییِ اجرای بسیاری از برنامه‌ها را دارد.

    نوشته محمدباقر رضایی درباره این گوینده پیشکسوت که در اختیار ایسنا قرار داده، به شرح زیر است:

    طنز واره‌ای برای رضا خضرایی که در رادیو پیر شد ولی از گویندگی سیر نشد (در ۱۵ پرده)

    پرده اول:

    آن تربیت شده در صحنه‌های نمایش.

    آن استادِ خوانشِ نیایش.

    آن راوی جدید قصه ظهر جمعه.

    آن مجری برنامه‌ی در ساحتِ حضور.

    آن که صدای آشنا در اغلبِ سَحَرهای ماه رمضان بود

    و گوینده ای خوش صدا در رادیوهای تهران و پیام و ایران و قرآن بود.

    مردی بود گاهی بدقلق گاهی مهرَبان

    و گاهی خوش زبان گاهی ناخوش زبان.

    در هیچ رادیویی وابستگیِ استخدامی نداشت،

    ولی بیشتر از خیلِ استخدامی‌ها در رادیو حضور داشت.

    استخدامِ سازمان زمین شناسی بود، ولی در رادیو پیر شد

    و به نوعی در دام این رسانه‌ی افسونگر اسیر شد.

    صدایی خاص داشت

    و در گویندگی وسواس داشت.

    رادیو را به شدت مفتون بود

    و عاشقیتش شبیه مجنون بود.

    گوینده‌ی مسلّط و قَدَری بود

    و متخصصِ برنامه‌های ادبی بود.

    دهها برنامه رادیویی را اجرا کرد

    و بسیار کم در اجرا اشتباه کرد.

    رضا خضرایی نام داشت

    و در رادیو ارج و قُربی تمام داشت.

    پرده دوم:

    با اکثر اهالی رادیو مراوده داشت

    و با برخی از آنها روابط علیحده داشت.

    هر چیز زیبایی را می‌پرستید

    و در نزدیک شدن به آنها از هیچ چیز نمی‌ترسید.

    بخصوص شعر زیبا را عاشق بود

    و برای حضور در برنامه‌های ادبی شایق بود.

    برنامه‌های مذهبی را هم راغب بود

    و این گونه برنامه‌ها در کارش غالب بود.

    در گفتنِ جوک‌های دست اول مهارت داشت

    و در روایت بعضی از آنها جسارت داشت.

    در برخوردها خودمانی بود

    و اهل خوش گذرانی بود.

    البته گاهی کار را به جاهای باریک می‌کشاند

    و ذائقه‌های لطیف را از خود فراری می‌داد و می‌رماند.

    اگر به رفیقی زیاد ارادت داشت،

    به ماچ کردن آن رفیق، عادت داشت.

    تمامِ ماچ‌هایش هم اصالت داشت

    و از وجاحتِ خالصانه ای حکایت داشت.

    مردی بود پُر شور و حال

    و اهل هیاهو و قیل و قال.

    از آنهایی بود که دوستانش از او خاطره زیاد دارند

    و ماجراهای غیرقابل پخشِ فراوانی از او به یاد دارند.

    پرده سوم:

    سال ۱۳۳۳ در یکی از محله‌های کوچه باغیِ کرمان به دنیا آمد.

    در مدارس آن شهر به سمت تئاتر کشیده شد.

    در مسابقه دکلمه و فنّ بیان شرکت کرد و به اردوی رامسر رفت.

    گاهی نقّالی هم می‌کرد و با بزرگان تئاتر کرمان مراوده داشت.

    در نمایش “سیاه” نوشته علی نصیریان بازی کرد و همان جا او را دیدند و به عقد رادیو درآوردند.

    دوران سربازی را هم در سنندج گذراند و در رادیو سنندج هم گویندگی کرد.

    بعد به تهران آمد و وارد رادیوهای پایتخت شد.

    از آن تیپ‌هایی بود که اگر به او کار می‌دادند و مشغول بود،

    تمام جهان و همه مردم، خوب و عالی بودند.

    کائنات هم بر مدار خوبی و عدالت می‌چرخید.

    ولی وای به آن روزی که کار نداشت و برنامه ای به او نمی دادند،

    آن وقت، تمام مدیران و تهیه کنندگان و سردبیران رادیو، بد می‌شدند و از نوادگان ضحّاک بودند.

    جَدّ و آباءشان هم از دار و دسته‌ی شمر و یزید و خولی بود.

    اینطور مواقع، به هر کس می‌رسید غُر می‌زد و از بالا تا پایینِ رادیو همه را به یک چوب می‌راند.

    بر عکسِ وقتی که برنامه ای نصیبش می‌شد و رفت و آمد و بُرو بیایش جور بود، دنیا را بهشت برین و زندگی را تماماً گل و بلبل می‌دانست.

    این را حاج محمد قربانی، معروف به “پدر رادیو” ( که عمرش درازتر از این که هست، باد ) هم تایید کرده است.

    او اضافه می‌کند که: رضا خضرایی با همه غرغرهایش و در هر حالی که باشد، مهربانی اش را از دست نمی دهد. حتی یک بار منِ مریضِ بی ماشین را که به یک فیزیوتراپ خوب و ماهر نیاز داشتم، سوار ماشین خودش کرد و بُرد پیش یک فیزیوتراپ آشنا که خودش از او نتیجه گرفته بود.

    من هم چند بار رفتم آنجا و کلّی پول دادم، ولی نتیجه ای نگرفتم!

    پرده چهارم:

    سعید معدن کن، مدیر سابق رادیو تهران و یکی از مدیران فعلی سیما فیلم، اعتقاد دارد که رضا خضرایی: بِرَند پوش، اهل مطالعه، خوش صدا، در دسترس و اهل استقبال گرم است. هیچ برنامه ای هم ندارد، حتی وقتی توی استودیو در حالِ اجرای برنامه زنده و صداش از برنامه‌های تولیدیِ شبکه‌های دیگر در حالِ پخش است.

    با این حال، او اولین انتخاب برای برنامه‌های ویژه، خصوصاً برنامه سحرگاهی ست.

    ضمناً قانع به هر نوع ناهار و نمادی برای “سِن فقط یک عدد” است.

    از آنهاست که درباره اش باید گفت: “گویندگی، بازنشستگی ندارد”.

    معدن کن کاملاّ درست می‌گوید.

    سنّ رضا خضراییِ ۶۷ ساله را از نظر بروبیا و رفت و آمد، مخصوصاّ وقتی جوک می‌گوید و در حالِ گفت و گو با دوستان است، دقیقاّ باید چهل و چند ساله در نظر گرفت.

    برای همین است که سعید معدن کن، صحبتش درباره او را ناتمام می‌گذارد و می‌گوید: باقیِ حرفها درباره رضا، غیر قابل پخشه و فقط باید ازش تعریف کرد!!

    پرده پنجم:

    علیرضا دبّاغ قبلا یکی از مدیران رادیو تهران بود.

    اکنون مدیر سایت هنرلند است.

    منبع مطلب : banifilmonline.ir

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 6 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید