این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    شهید حسین علیمرادی

    دسته بندی :
    1. نکس
    2. مطالب سایت

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    شهید حسین علیمرادی را از این سایت دریافت کنید.

    جوانی که از انگلستان به یاری دشت‌یاری آمد

    حسین علیمرادی در آذر ماه سال ۱۳۹۸ هنگام شناسایی و بازدید از مناطق محروم دشتیاری در سانحه تصادفی جانش را دست داد و آسمانی شد. اما خیریه دست یاری به دشتیاری هنوز پابرجاست و این روند تا حذف تمامی محرومیت های مردم دوست داشتنی سیستان و بلوچستان ادامه خواهد داشت.

    جامعه /

    رفاه و آسیب های اجتماعی

    ۱۲:۳۴ ۱۳۹۹-۱۱-۱۹ ۶ ۰

    جوانی که از انگلستان به یاری دشت‌یاری آمد

    حسین علیمرادی در آذر ماه سال ۱۳۹۸ هنگام شناسایی و بازدید از مناطق محروم دشتیاری در سانحه تصادفی جانش را دست داد و آسمانی شد. اما خیریه دست یاری به دشتیاری هنوز پابرجاست و این روند تا حذف تمامی محرومیت های مردم دوست داشتنی سیستان و بلوچستان ادامه خواهد داشت.

    گروه جامعه خبرگزاری فارس- همه چیز از نذر بی‌نظیر خانم علیمرادی شروع شد. پسر بزرگش حسین در روز عاشورا به دنیا آمد. حسن پسر بعدی بود که در شب میلاد امام حسن مجتبی به این خانواده جمع و جور اضافه شد. وقتی بچه‌ها به سن نوجوانی رسیدند مادرشان تصمیم گرفت نذرش را به سرانجام برساند. همیشه دختری به نام زینب می‌خواست. بعد از فراز و نشیب‌هایی تصمیم گرفتند دختری به همین نام را به فرزندخواندگی قبول کنند. زینب را گروه جهادگر بزرگوار حاج آقا عبدالله والی به این خانواده معرفی کردند. به خانم علیمرادی گفته شد برای دیدن زینب باید به منطقه کپرنشین بشاگرد از توابع میناب استان هرمزگان بروند.

    سال 1386 بود. حسین تازه استخوان ترکانده و وارد 14 سالگی شده بود. پدرش تصمیم داشت برای ادامه تحصیل در مقطع دکترای حسابداری به همراه همسر و فرزندانش به انگلستان سفر کند. فرصت دیگری نبود. همه اعضای خانواده با هم به دیدن زینب رفتند و ساعاتی را در آن کپرهایی که حکم خانه را برای بشاگردی های محروم داشت سپری کردند. کمی بعد حسین به انگلستان رفت اما همان دیدار کوتاه با گروه جهادی حاج آقا والی کار خودش را کرد و بعدها در جبهه محرومیت زدایی از او جهادگری بی‌بدیل ساخت.

    ***آشنایی با مفهومی به نام منطقه محروم

    به لطف مستندسازان و اعضای موسسه دست یاری به دشتیاری فیلم‌های متعددی از شهید حسین علیمرادی به یادگار مانده است. در یکی از آن‌ها حسین روند تبدیل شدنش به یک جهادگر شبانه روزی را این طور تعریف می‌کند: «من حسین علیمرادی، متولد سال 1374 و موسس و مدیرعامل موسسه دست یاری به دشتیاری هستم. داستان از 12 سالگی من شروع شد. من به همراه خانواده‌ام به منطقه بشاگرد هرمزگان رفتیم. در آن سال ها این منطقه وضعیت امروز دشتیاری را داشت. به آنجا سفر کرده بودیم تا سرپرستی دختر بچه‌ای را قبول کنیم. این اولین مواجهه من با مفهومی به نام منطقه محروم بود. کمی بعد به دلیل ادامه تحصیل پدرم به انگلستان رفتیم.»

    ***بدون پول هم می‌شود کار خیر کرد؛ فرهنگسازی برای یک خیریه دانشجویی 

    هنگام تحصیل در مدارس انگلستان بود که حسین با خیریه‌های سازماندهی شده و کاربری آن‌ها آشنا می شود و با خودش عهد می‌کند که وقتی به ایران برگشت به طور متمرکز روی ایجاد یک گروه خیریه جهادی فعالیت کند: «سوم دبیرستان بودم که به همراه خانواده به ایران برگشتم. وارد دانشگاه علامه طباطبایی که شدم از همان ترم اول به طور جدی تر تشکیل یک کانون خیریه را دنبال کردم.

    می‌خواستیم کانون فرهنگی و خیریه‌ای را در دانشگاه علامه راه‌اندازی کنیم که در کنار آن هم به دانشجوهای خودمان کمک کنیم و هم فرهنگسازی کار خیر ایجاد کنیم. یعنی به دانشجویان به طور عملی نشان بدهیم که بدون پول هم می شود کار خیر کرد.» ابتدای سال 93 بود که کانون خیریه دانشجویی دانشگاه علامه طبابایی با مسئولیت حسین آغاز به کار کرد. برای هر طرح نامی با این عبارت گذاشته شد: «سهم من از. . . . . » بخشی از این کار خیر معطوف به فعالیت‌های کمک آموزشی و ارسال کتاب و نوشت افزار به مناطق محروم بود.

    حسین نام این کارگره خیریه را «سهم من از تحصیل تو» گذاشته بود: «یک دانشجو داشتیم به نام ناصر بلوچ. ایشان بدون اطلاع من آمد و مقداری از این کتاب ها و نوشت افزارهایی که جمع‌آوری شده بود را به شهرستان شان در سیستان و بلوچستان برده بود. این ماجرا گذشت. سال بعد ایشان آمد در جلسه‌ای و گفت می‌خواهم گزارشی از خروجی این بسته های کمک آموزشی که به دهستان دشتیاری بردم به شما بدهم. نشست کنار اعضای خیریه و با خوشحالی گفت امسال ما 15نفر قبولی کنکور داشته‌ایم.»حسین همان جا از ذوق زدگی ناصر بلوچ تعجب می‌کند و می‌گوید خب که چی؟ یعنی روستای‌تان اینقدر کوچک است  که شما با این تعداد قبولی این همه ذوق کرده اید؟ ناصر بلوچ شروع به توضیح دادن می‌کند و می‌گوید نه من دارم درباره یک دهستان30 هزار نفری صحبت می‌کنم که 6 هزار نفر دانش‌آموز دارد و هر سال به زور دو سه نفر در آن موفق به قبولی در کنکور می شوند.

    حسین وقتی می‌شنود که یکی از دانش‌آموزان آنجا با دیدن آن کتاب ها گفته که بالاخره خدا با ما آشتی کرد؟ بالاخره کسی پیدا شد که ما را ببیند؟منقلب می‌شود. بعد از گذشت مدتی اولین بازدید گروه خیریه دانشگاه از منطقه دشتیاری سیستان و بلوچستان شکل می‌گیرد و حسین و دوستانش  برای همیشه دامن‌گیر این خاک و مردمان خونگرم و مهربان و  محرومش می‌شوند.

    ***تجربه احساس همزمان خوشحالی و نگرانی یک پدر

    به یاد فرزند ارشدش اشک دلتنگی به چشم می‌آورد. دکتر علیمرادی می‌گوید ابتدا گمان نمی‌کرده خیریه‌ای که حسین در دانشگاه راه‌اندازی کرده بعد از طی سال های تحصیل هم تمام وقت او را به خود اختصاص بدهد. خودش می‌گوید نگرانی‌های پدرانه باعث می‌شد گاهی اوقات با حسین خیلی جدی درباره آینده این کارها صحبت کنم: «من در یکی از روستاهای محروم همدان به دنیا آمدم. تا کلاس ششم را در همین منطقه تحصیل کردم. پس با طعم محرومیت آشنا هستم. اما زمانی که برای نخستین بار با شدت محرومیت در منطقه دشتیاری سیستان و بلوچستان آشنا شدم آنچنان ناراحت شدم که دلم می خواست خیلی زود با حرکتی به این دانش‌آموزان مناطق کم برخوردار کمک کنم. در این منطقه سنگ چین هایی را درست می‌کردند که شکل دایره داشتند. هر کدام از این سنگ چین ها در زمین خالی جایی که حتی سایه‌ای نبود و در تازه در بهار و ماه اردیبهشت 40 درجه گرما به همراه شرجی داشت حکم یک کلاس درس را پیدا می‌کرد. بچه‌ها بدون وسایل آموزشی و با ناچیزترین امکانات به همراه یک معلم درس های شان را می‌گذراندند. خب از این که پسرم در دوران دانشجویی چنین کار حسنه‌ای را آغاز کرده بود بی‌اندازه خوشحال بودم اما بعد از آن نگرانی‌هایی در من شروع شد.»

    منبع مطلب : www.farsnews.ir

    شهید حسین علیمرادی

    سامانه یاشهید ، بانک جامع شهدا و ایثارگران بهشت زهرای تهران

    نــام : حسین نـام خـانوادگـی : علیمرادی نـام پـدر : براتعلی تـاریخ تـولـد : ۱۳۳۵/۰۵/۱۲ مـحل تـولـد : اراک سـن : ۲۵ سـال دیـن و مـذهب : اسلام شیعه وضـعیت تاهل : متاهل شـغل : بسیجی مـلّیـت : ایران دسـته اعـزامـی : بسیج مسئولیت نظـامی :

    اطـلاعاتی مـوجود نـیست

    درجـه نظـامی :

    اطـلاعاتی مـوجود نـیست

    تـحصیـلات : سوم متوسطه

    منبع مطلب : www.golzar.info

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 13 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید