این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    ماجراهای نبی

    دسته بندی :
    1. نکس
    2. مطالب سایت

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    ماجراهای نبی را از این سایت دریافت کنید.

    حضرت عزیر نبی

    حضرت عزیر نبی

    ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف

    یکی از پیامبران بنی اسرائیل، عزیر نام داشت. نَسَبش به بنیامین فرزند حضرت یعقوب (علیه‌السلام) می‌رسد.

    فهرست مندرجات

    ۱ - معرفی اجمالی ارمیای نبی

    ۲ - سرگذشت عزیر و ماجرای خواب صد ساله

    ۳ - داستان عزیر نبی در قرآن

    ۴ - پیشگویی نبوت حضرت محمد توسط ارمیای نبی

    ۵ - مناظره امام باقر درباره عمر عزیر پیامبر

    ۶ - محل دفن ارمیای نبی

    ۷ - پانویس ۸ - منبع

    ۱ - معرفی اجمالی ارمیای نبی

    [ویرایش]

    «عُزَیر» همان عَزرا یا «اسدراس Esdras» است که به امر اردشیراول، پادشاه هخامنشی، بقیه یهودیان مقیم ایران را به همراه خود به فلسطین آورد. اردشیر اول، او را تقویت کرد و وسائل این مهاجرت را برای وی فراهم ساخت. [۱]

    عزیر (ارمیا یا یرمیا) (علیه‌السلام) یکی از پیامبران مهم بنی اسرائیل است. پدرش خلقیا است و او در سال چهارم سلطنت یوتاتیم پادشاه آل یهودا میزیست. [۲]

    به عزیر پیامبر وحی شد که بنی اسرائیل را به سوی حق و راه راست هدایت کن. ارمیا اعلامیه را در بیت المقدس (بیت الله) برای مردم قرائت کرد. در این اعلامیه آمده بود: «ای آل یهودا! تقوای الهی پیشه کنید و شریعت حضرت موسی(علیه‌السلام) را به پا دارید تا خداوند شما را مورد رحمت قرار دهد، وگرنه، عزیر به شما اعلام خطر میکند که به دست سپاه بابل کشته و یا اسیر میشوید و اگر به تورات عمل نکنید، تمامی کتب موجود میان شما را جمع میکنند و در آتش میسوزانند». [۳]

    چون خبر انتشار اعلامیه ارمیای نبی به گوش یوتاتیم رسید، او دستور داد تا آن را پاره کنند و بسوزانند و ارمیا را هر کجا یافتند، دستگیر کنند و به قتل برسانند. سرانجام همانطور که حضرت عزیر اعلام کرده بود، بخت النصر، پادشاه بابل، بیت المقدس را تسخیر و تمام اموال و جواهرات مردم را غارت کرد و یوتاتیم را دستگیر کرد و به بابل فرستاد و برادرش صِدقیا را به جای وی نشاند. صدقیا، ارمیای نبی را ۱۰ سال به زندان افکند، اما وی به دست بخت النصر از زندان آزاد شد و آل یهودا به اسارت به بابل رفتند. بخت النصر به ارمیا احسان بسیاری کرد. [۴]

    ۲ - سرگذشت عزیر و ماجرای خواب صد ساله

    [ویرایش]

    روزی حضرت عزیر پیامبر با سبدی پر از انجیر و انگور، سوار بر الاغش رهسپارِ شهرِ ویران شده بیت المقدس گشت. آن شهر ویران و سقف و دیوارهایش فرو ریخته بود. چون عزیر از تپه شهر بالا رفت و نگاهی به اجساد مردگان افکند، با خود گفت: چگونه این سرزمین دوباره زنده و آباد میشود؟ عزیر با دیگر با خود اندیشید که خداوند، چگونه مردگان را زنده خواهد؟! (عده ای از مفسرین احتمال میدهند این شک و تردید پیش از رسیدن به سن بلوغ بر وی عارض شده بود. [۵]

    خداوند او را صد سال به خواب عمیقی شبیه به مرگ تسلیم کرد. سپس خداوند او را از خواب بیدار کرد و از او پرسید: چه مدت خوابیده ای؟ گفت: یک روز یا اندکی از یک روز را در خواب بوده ام. (وی در اول روز به خواب رفته بود و وقتی بیدار شد، چند ساعت از روز میگذشت.) خداوند فرمود: چنین نیست؛ بلکه صد سال به خواب رفته بودی، به خوراک و آب خود بنگر که تغییر نکرده است، و همچنین به الاغت بنگر که در نتیجه گرسنگی مرده و از حالت اول خود خارج گردیده است. ما این کار را کردیم تا تو را آیت ی قرار دهیم. به آن استخوان ها بنگر که چگونه آنها را برمی آوریم و بر آنها گوشت می پوشانیم. چون این مطلب بر او ظاهر شد، گفت: میدانم که خدای یکتا بر هر چیز تواناست.

    ۳ - داستان عزیر نبی در قرآن

    [ویرایش]

    نام عزیر پیامبر، فقط یک بار در قرآن مجید و آن هم در آیه ۳۰ سوره توبه آمده است [۶] و یک بار هم به صورت ضمنی در آیه ۲۵۹ سوره بقره (داستان خوابیدن و زنده شدن او و الاغ ش) به آن اشاره شده است.خداوند در قرآن این چنین به قصه عزیر اشاره میکند:

    أَوْ کَالَّذِی مَرَّ عَلَی قَرْیةٍ وَهِی خَاوِیةٌ عَلَی عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّی یحْیی هَذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ کَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ یوْماً أَوْ بَعْضَ یوْمٍ قَالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عَامٍ فَانْظُرْ إِلَی طَعَامِکَ وَشَرَابِکَ لَمْ یتَسَنَّهْ وَانْظُرْ إِلَی حِمَارِکَ وَلِنَجْعَلَکَ ایةً لِلنَّاسِ وَانْظُرْ إِلَی الْعِظَامِ کَیفَ نُنْشِزُهَا ثُمَّ نَکْسُوهَا لَحْماً فَلَمَّا تَبَینَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ [۷]

    عزیر چون از خواب صد ساله بیدار شد، دید که طعام و نوشابه اش (آب) تغییر نکرده است، ولی استخوانها و مفاصل الاغش از هم گسسته است. آنگاه استخوانهای حیوان بر هم سوار شد و زنده شد. چون عزیر به خانه خود بازگشت، پیرزنی(همان خدمتکار خردسالی که قبل از خواب صد ساله، در منزلش کار میکرد) را بر در خانه خود یافت که طراوت جوانی اش به کلی از میان رفته و حتی قوه بینایی را از دست داده بود. از او پرسید: این خانه عزیر پیامبر است؟ پیرزن گفت: بله. آنگاه باران اشک از دیدگان بیفشاند و گفت: عزیر رفت و مردم او را فراموش کردند و پس از روزگاری، این اولین بار است که می شنوم تو نام عزیر پیامبر را میبری و سراغ خانه اش را میگیری. عزیر خود را به او معرفی کرد و گفت: خدا مدت صد سال مرا به جهان مردگان برد و اینک دوباره به عالم زندگانی باز آورد. زن در ابتدا از سخن او متعجب شد و ادعای او را انکار کرد. سپس گفت: عزیر مردی صالح و مستجاب الدعوه بود و هر چه از خدا میخواست، حاجتش برآورده میشد. پس اگر تو همان عزیر هستی، از خدا بخواه تا مرا از بیماریها شفا بخشد و دیدگانم را بینا سازد. عزیر دعا کرد، بیدرنگ صحت و بینایی زن به او بازگشت. پس زن دست و پای او را بوسید و به سوی بنی اسرائیل رفت و اولاد عزیر را که به سن پیری رسیده بودند، از ماجرا با خبر ساخت و فریاد زد که خداوند، عزیر را که مدت صد سال از او خبری نبود، اکنون در سن جوانی و خرمی بازگردانیده است. پس عزیر به صورت مردی نیرومند نزد ایشان آمد، ولی قوم او را انکار کردند، و او را دروغگو خواندند، کتفش را باز کردند و خواستند او را امتحان کنند. از این رو، یکی از فرزندانش گفت: روی کتف عزیر، خالی بود که او را از دیگران متمایز میساخت.

    کتفش را باز کردند و دیدند که همان خال به جای خود باقی است. یکی دیگر از فرزندان بزرگش برای اطمینان خاطر خود و رفع هر گونه شک و شبه های گفت: به ما خبر داده اند که از زمان بخت النصر و پس از سوزاندن تورات، جز عده اندکی تورات را از حفظ نداشتند و عزیر از جمله آن عده بود. اگر تو عزیر پیامبر هستی، آنچه را که از تورات محفوظ داری، برای ما بخوان. عزیر تورات را بدون کم و زیاد برایشان بخواند. از این رو، او را تصدیق کردند و با او به مصافحه پرداختند و مقدمش را گرامی داشتند، اما گروهی هم بدو ایمان نیاوردند. [۸]

    منبع مطلب : fa.wikifeqh.ir

    داستان قرآنی/عزیر پیامبر

    او کالّذی مرّ علی قریة و هی خاویة علی عروشها قال أنّی یحیی هذه اللّه بعد موتها…)؛خداوند،وی (عزیر پیامبر را) و مرکبش را صد سال...

    داستان قرآنی/عزیر پیامبر

    نویسندگان: مسعود عباسی جامدمنبع: بشارت 1388 شماره 70حوزه های تخصصی:

    حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن تاریخ وسیره پیامبران در قرآن

    دریافت مقاله

    آرشیو

    آرشیو شماره ها:

    ۸۳

    سال ۱۳۹۰ (۲)

    سال ۱۳۸۹ (۶)

    سال ۱۳۸۸ (۶)

    سال ۱۳۸۷ (۶)

    سال ۱۳۸۶ (۶)

    سال ۱۳۸۵ (۶)

    سال ۱۳۸۴ (۶)

    سال ۱۳۸۳ (۶)

    سال ۱۳۸۲ (۶)

    سال ۱۳۸۱ (۶)

    سال ۱۳۸۰ (۶)

    سال ۱۳۷۹ (۶)

    سال ۱۳۷۸ (۶)

    سال ۱۳۷۷ (۶)

    سال ۱۳۷۶ (۳)

    چکیده

    متن

    او کالّذی مرّ علی قریة و هی خاویة علی عروشها قال أنّی یحیی هذه اللّه بعد موتها…)؛خداوند،وی (عزیر پیامبر را) و مرکبش را صد سال میراند، آنگاه برانگیخت و از او پرسید: چند وقت است که در اینجا هستی؟ …(سوره بقره، ایه 259)

    عزیر پیامبر (ارمیای نبی) عزیر(ارمیا) یایرمیا (ع) یکی از پیامبران مهمّ بنی اسرائیل است که نسبش به بنیامین فزرند حضرت یعقوب(ع) میرسد.در سال چهارم سلطنت یوتاتیم ،پادشاه آل یهودا،به عزیر وحی شد :«بنی اسرائیل را به سوی حق و راه راست هدایت کن». آن حضرت اعلامیهای را در بیت المقّدس (بیت الله) برای مردم قرائت کرد.در این اعلامیه آمده بود:«ای آل یهودا!تقوای الهی پیشه کنید و شریعت حضرت موسی(ع) را به پا دارید تا خداوند شما را مورد رحمت قرار دهد.بدانید که اگر چنین نکنید،عزیر به شما اعلام خطر میکند که به دست سپاه بابل کشته یا اسیر میشوید و چنانچه به تورات عمل نکنید،تمامی کتب موجود میان شما را جمع میکنند و در آتش میسوزانند». (عمادزداه اصفهانی،تاریخ الانبیاء،ص456)

    وقتی خبر انتشار اعلامیه; ارمیا به گوش یوتاتیم رسید،فرمان داد تا آن را پاره کنند وبسوزانند و ارمیا را هر کجا یافتند،دستگیر کرده،بکشند.

    سرانجام همان طور که حضرت عزیر پیشگویی کرده بود،بخت النّصر،پادشاه بابل،بیت المقدّس را تسخیر و تمام داراییها و جواهرات مردم را غارت کرد.او یوتاتیم را دستگیر کرد و به بابل فرستاد،سپس برادرش صدقیا را جای وی نشاند.صدقیا،ارمیای نبی را ده سال به زندان افکند،امّا بخت النّصر او را از زندان آزاد و بسیار اکرام کرد و آل یهودا را به عنوان اسیر به بابل فرستاد.( دائرةالمعارف الاسلامیه،ج11،ص 636)چگونه این مردگان زنده میشوند؟

    روزی عزیر پیامبر با سبدی پر ازانجیر و انگور بر الاغش سوار و به سوی شهر ویران شده; بیت المقدّس رهسپار شد.وقتی از تپه; شهر بالا رفت و نگاهی به بدنهای بیجان مردگان افکند،با خود گفت:چگونه این سرزمین دوباره زنده و آباد میشود؟

    )او کالّذی مرّ علی قریة و هی خاویة علی عروشها قال انّی یحیی هذه اللّه بعد موتها…)؛خداوند او و مرکبش را میراند،پس از صد سال،دوباره وی را برانگیخت و از او پرسید:چند وقت است که در اینجا هستی؟ او پاسخ داد:یک روز یا یک نیمه روز.

    خداوند وی را از آنچه گذشته بود،با خبر ساخت.آنگاه الاغش را در برابرش زنده کرد و انگورها و انجیرها یش را به همان حالت تازه بازگرداند و عمرش را دراز کرد.به طوری که او سالها در شهر و دشت از میان مردم میگذشت. (طبری، تفسیر،ج1،ص 666)

    در قرآن نام عزیر پیامبر تنها یک بار ( ایه; 30 سوره; توبه) یاد شده و یک بار هم،به طور ضمنی،در ایه 259 بقره به داستان زنده شدن او اشاره شده است.

    با توجّه به ایه 30 سورهتوبه وبنابر روایت ابن عباس،جماعتی از یهود،عزیر را پسر خدا میدانستند که گروهی از آنها در زمان پیامبر اسلام(ص) میزیستند،ولی به مرور زمان،این عقیده کاملاًاز میان یهود رخت بربسته است.(خزائلی،محمّد،اعلام قرآن،ص 45)پیشگویی ارمیای نبی(ع) در مورد نبوّت حضرت محمّد (ص):

    یکی از صفات پیامبر(ص) در تورات و انجیل نبوّت است .)الّذین یتّبعون الرّسول النّبی الأمّی الّذی یجدونه مکتوباً عندهم فی التّوراة و الانجیل…)؛کسانیکه از رسول پیامرسان اُمّی (درس ناخوانده) پیروی میکنند؛کسی که صفاتش را در تورات و انجیل مکتوب مییابند….(سوره اعراف،ایه 157)

    در تورات،کتاب ارمیای نبی،در مورد پیامبر موعود(محمّد(ص)) نوشته شده است:«انبیایی که از قدیم،پیش از تو و من آمدهاند،درباره سرزمینهای گوناگون،ممالک عظیم و نیز جنگ و بلایا نبوّت کرده(و خبر داده)اند،امّا پیامبری که درباره شالوم (سلام) نبوت میکند،هنگامی که کلامش تحقّق یافت، شناخته خواهد شد که آن پیامبر را حقیقتاَ خداوند فرستاده است».(کتاب ارمیای نبی (تورات) فصل 28 ، 8-10)

    از نظر عبدالأحد داود،أسقف پیشین کلیسای روم،این پیشگویی تنها منطبق با حضرت محمّد است.(عبدالأحد داود، محمّد (ص) در تورات و انجیل)

    در 60 کیلومتری شهرستان شاهرود به طرف خراسان دو روستا وجود دارد یکی به نام اسرائیل و دیگری به نام «اِرمیان»،که گفته میشود،در آن،قبر حضرت ارمیا (عزیر) قرار دارد.(عمادزاده اصفهانی،تاریخ انبیاء،ص 677)

    منبع مطلب : ensani.ir

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 5 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید