این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    مرثیه امام هادی

    دسته بندی :
    1. نکس
    2. مطالب سایت

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    مرثیه امام هادی را از این سایت دریافت کنید.

    اشعار ویژه شهادت امام هادی(ع)

    شمع جمع شبستان آیة الله غروی اصفهانی (كمپانی) فتاده مرغ دلم ز آشیان در این وادی كه هر كجا رود افتد به دام صیادی به دانه‌ای دُّر یكدانه می‌دهد برباد نه گوش هوش و نه چشم بصیر نقّادی چنان اسیر هوا و هوس شدم كه نپرس نه حال نغمه سرایی نه طبع وقّادی دلا دل از همه برگیر و خلوتی بپذیر مدار از همه عالم امید امدادی

    ویژه نامه

    اشعار ویژه شهادت امام هادی(ع)

    تاریخ انتشار: 09:38 - 1396/01/11

    شمع جمع شبستان

    آیة الله غروی اصفهانی (كمپانی)

    فتاده مرغ دلم ز آشیان در این وادی

    كه هر كجا رود افتد به دام صیادی

    به دانه‌ای دُّر یكدانه می‌دهد برباد

    نه گوش هوش و نه چشم بصیر نقّادی

    چنان اسیر هوا و هوس شدم كه نپرس

    نه حال نغمه سرایی نه طبع وقّادی

    دلا دل از همه برگیر و خلوتی بپذیر

    مدار از همه عالم امید امدادی

    مگر ز قبله حاجات و كعبه مقصود

    ملاذ(1) حاضر و بادی(2)علیّ ‌الهادی

    محیط كون و مكان نقطه بصیر وجود

    مدار عالم امكان مجرّد و مادی

    شَها تو شاهد میقات «لِی مَعَ اللّهی»(3)

    تو شمع جمع شبستان مُلك ایجادی

    صحیفه ملكوتیّ و نسخه لاهوت

    ولیّ عرصه ناسوت بهر ارشادی

    مقام باطن ذات تو قاب قوسین است

    به ظاهر ارچه در این خاكدان اجسادی

    كشیدی از متوكل شدائدی كه به دهر

    ندیده دیده گردون ز هیچ شّدادی

    گهی به بركه درندگان(4) گهی زندان

    گهی به بزم مِی و سازِ باغی عادی(5)

    تو شاه یكّه سواران دشت توحیدی

    اگر پیاده روان در ركاب الحادی

    ز سوز زهر و بلاهای دهر جان تو سوخت

    كه بر طریقه آباء و رسم اجدادی

    پی‌نوشت‌ها:

    1- ملاذ: پناه

    2- حاضر و بادی: حاضر: كسی كه در حضر و در شهر ساكن است. بادی: كسی كه بادیه‌نشین و صحرانشین است

    3- اشاره است به حدیث: «لی مع‌الله وقت لا یسعنی فیه ملك مقرّب ولانبی مرسل: «مرا با خدا وقتی است كه در آن با من نمی‌گنجد هیچ ملك مقرّب یا پیغمبر فرستاده مرسل.» این حدیث منسوب به پیغمبراكرم‌ صلی الله علیه و آله است و منظور از آن مقام استغراق یا محو و فنای در حضرت حق تعالی است. (رك : شرح مثنوی، جلد چهارم، استاد دكتر سید جعفر شهیدی، صفحه286  ).

    4- بركه درندگان (بركة السباع): محلی بود كه مركز درندگان از قبیل شیر و پلنگ بود و امام بزرگوار را در آن محل خطرناك قرار دادند ولی به امر خداوند متعال درندگان برگرد آن حضرت حلقه زدند و زیانی به آن امام بزرگوار نرساندند.

    5- باغی: سركش و طغیان‌ كننده عادی: عداوت كننده و دشمن

    اى هادى هدایت دین

      "علامه"

    اى ماه، مستنیر ز نور لقاى تو

    خورشید كسب فیض كند از ضیاى تو

    اى خاص و عام از كرمت برده صبح و شام

    پیوسته فیض از سر خوان عطاى تو

    اى جبرییل میر ملك پیك انبیاء

    خدمتگذار بر در دولت‌سراى تو

    اى عاشر الائمه على النقى كه هست

    چشم امید خلق به مهر و وفاى تو

    اى پور پاك معنى جود و كرم جواد

    حاتم هزار بار خجل از ثناى تو

    اى مظهر جلال و جمال خداى فرد

    شد طوطیاى چشم ملك خاك پاى تو

    در هر دو كون خرم و شاد است و رستگار

    در دل هر آن كه داشت فروغ ولاى تو

    خوفش ز آفتاب جز این است بى سخن

    در دهر هر كه زیست به تحت لواى تو

    تا مدفن شریف تو شد سرّ من رأى

    جان بخش و غم زداى شد از صفاى تو

    زد طعنه بر بهشت برین هر كسى كه دید

    آن گنبد منور و صحن و سراى تو

    اى هادى هدایت دین مبین حق

    اى آن كه مدح خوان تو باشد خداى تو

    "علامه" با بضاعت فكرش كجا سزد

    انشا كند چكامه مدح و ثناى تو

    دهمین مسند نشین

    "ژولیده نیشابوری"

    كیستم من شاهكار ملك ذات كبریایم

    دهمین مسند نشین از بعد ختم الانبیایم

    گوهرى ارزنده از گنجینه‌‏ى جود جوادم

    نهمین فرزند دلبند على مرتضایم

    مصرعى از شعر ناب عصمت كبراى حقم

    هشتمین پرورده‌ى ایمان و صبر مجتبایم

    پاسدار پرچم پر افتخار حق پرستى

    هفتمین سنگر نشین نهضت خون خدایم

    دُرّ عبادت فارغ التحصیل درس عابدینم

    ششمین زینت فزا از بهر محراب دعایم

    در نایابى ز بحر دانش بحراالعلومم

    پنجمین گنجینه‌ى اسرار كل ماسوایم

    صادق آل نبى را وارث فقه و اصولم

    چارمین استاد دانشگاه تكوین ولایم

    وارث موسى بن جعفر در مسیر پایدارى

    سومین نور دل آن پیشواى مقتدایم

    محور چرخ زمانم، حجت روى زمینم

    دومین گل از گلستان على موسى الرضایم

    در مسیر حق پرستى بعد آباء گرامم

    اولین هادى خلق بعد از مصباح الهدایم

    در شجاعت بى قرینم، در سخاوت بى نظیرم

    حق پرستان را حبیبم، دردمندان را دوایم

    من وصیم، من ولیم، من نقیم، من سخیم

    زانكه همنام على معنىِ، هاى هل اتایم

    آیه‌ى تطهیر را مصداق و از امر الهى

    آیه‌اى از شاخصار نصِ نون اِنّمایم

    غم مخور (ژولیده) فردا پاى میزان عدالت

    شافعت در نزد حق هنگام پاداش و جزایم

    مجلس بزم متوكل

    چرا چنین متوكل به ما جفا كردى

    شدى به كین، متوسل ستم روا كردى

    غم مدینه مرا كم نبود اى ظالم؟

    كه طعن و تهمت و تبعید را روا كردى

    مگر مرا به تمسخر گرفته‏اى كان شب

    به جشن و لهو و لعب خواهش غنا كردى

    براى من شب جشن تو پر ز ماتم بود

    خوشى نبود، كه بر پایىِ عزا كردى

    سرور و بزم تو تنها سر بریده نداشت

    چرا سرم نبریدى؟ به من جفا كردى

    ز روى پاك و نجیبم حیا نكردى تو؟

    چسان ز شعر من اى بى حیا حیا كردى

    عبادت شب و ذكر و ترحمم دیدى

    ولى به دشمنى خویش اتّكا كردى

    هزار نقشه به قتلم‏ كشیدى و اجرا

    به دست معتز ملعون در انتها كردى

    براى حفظ متاعِ دو روزه دنیا

    تو باب، در همه جا، سبّ اوصیا كردى

    به بغض آل على راه كربلا بستى

    جفا به زائر و سلطان نینوا كردى

    براى عُسرت و آزار زائران حسین

    پس از دو قرن عجب ظالمانه تا كردى

    چه دست‌ها كه بریدى ز قبر پاك حسین

    به زجر و حرمله و شمر اقتدا كردى

    یزید آب بر او بست و تو حَرَم بر آب

    به شاه تشنه لبان كار اشقیا كردى

    ای نجل جواد، ابن رضا، حضرت هادی

    "غلامرضا سازگار"

    ای نجل جواد، ابن رضا، حضرت هادی

    بگرفته حسن بر تو عزا حضرت هادی

    یک عمر ستم دیـده ز جور «متوکل»

    در آینه صبح و مسا حضرت هـادی

    دل سوخته از طعنه و از زخم زبان‌ها

    خونین جگر از زهر جفا حضرت هادی

    بردند همان شب که سوی بـزم شرابت

    منبع مطلب : www.balagh.ir

    پایگاه اشعارروضه ومقتل اهل بیت (ع)

    پایگاه اشعارروضه ومقتل اهل بیت (ع) سنگراحمدفلاح مراد

    پایگاه اشعارروضه ومقتل اهل بیت (ع)

    سنگراحمدفلاح مراد

    پایگاه اشعارروضه ومقتل اهل بیت (ع) سنگراحمدفلاح مراد محسن عرب خالقی

    امام هادی النقی(ع)-شهادت

    بگذار کمی عرض ارادت بنویسم

    دور از تو و با نیت غربت بنویسم

    سجاده ی شب پهن شده، حیّ علی شعر

    بگذار برایت دو سه رکعت بنویسم

    بگذار که ده مرتبه در ظلمت این شهر

    یا هادی، یا هادیِ امت بنویسم

    شاید که چنان رود سر راه بیایم

    بر صفحه ی صحرای جنون خط بنویسم

    مقصود من از "یا من ارجوه رجب ها"

    غیر از تو، که را وقت عبادت بنویسم؟

    با ذره ای از مهر تو، ای چشمه ی خورشید

    از نور تو، تا روز قیامت بنویسم

    با این همه آلودگی، ای آیۀ تطهیر

    از سوره ی انفاق و کرامت بنویسم

    برداشته باد از رخ تو پرده و من نیز

    بی پرده برای تو روایت بنویسم

    شیر آمده از پرده برون با نفس تو

    تا من هم از این رتبۀ خلقت بنویسم

    تو ضامن شیر و پدرت ضامن آهوست

    حق دل من نیست که حسرت بنویسم

    من شاعر چشم توام، المنّة لله

    پس می شود از روی بصیرت بنویسم

    هر لحظه بر افروختم از داغ، چو لاله

    هر آینه از درد به حیرت بنویسم

    از غفلت ما بوده که شاهین شده کرکس

    پس با قلم شرم ز غفلت بنویسم

    از سنگ زدن بر دل آیینه بگویم

    از سوختن پرده ی حُرمت بنویسم

    دست و قلمم نه، دهنم بشکند امروز

    چیزی اگر از حدّ جسارت بنویسم

    من آمده ام نقطه سر خط بنویسم

    از جامعه، از شرح زیارت بنویسم

    ادامه نوشته

    + نوشته شده در ساعت توسط خادم الشهداء  | نظرات

    وحید قاسمی

    امام هادی النقی(ع)-شهادت

    آسمان را آهِ جان سوزت ز پا انداخته

    مادرت را باز در هول و وَلا انداخته

    کاری از دست طبیبان بر نمی آید غریب

    در کنار بستر تو مرگ جا انداخته

    پوستی بر استخوان داری به زهرا رفته ای

    خونِ دل خوردن تو را از اشتها انداخته

    رفته رفته حجره ات گودال سرخی می شود

    زهر، لب های تو را از ربنا انداخته

    تشنگی بی رحم تر از نیزۀ زیر گلوست

    تارهای صوتی ات را از صدا انداخته

    جام می شرمندۀ اندوه چشمانت شده

    ماجرا را گردن شام بلا انداخته

    شام گفتم، خیزران آمد به یادم "وای وای"

    گریه ها را یاد طشتی از طلا انداخته

    + نوشته شده در ساعت توسط خادم الشهداء  | نظرات

    کاظم رستمی

    امام هادی النقی(ع)-مناجات و شهادت

    با سر انگشتم نوشتم آه... باران گریه کرد

    پشت شرمِ شیشه جاری شد خرامان گریه کرد

    تیرگی ها را که باران از نگاهِ گریه شست

    شاعری مهمان دریا شد پریشان گریه کرد

    در هجوم کشف های ناگهانی گُر گرفت

    شعله زد چشم غزل چون دید قرآن گریه کرد

    تا که پرسیدم چرا نام تو کمتر خوانده اند

    چشم ماهی های دریا در بیابان گریه کرد

    آه ای دریای نور، ای مهربان، ای لطف محض

    در جوابم یک حرم، در خاک و ویران گریه کرد

    هادی ای مظلوم گمنامِ تبارِ فاطمه

    غربتِ نامِ تو را اندوهِ باران گریه کرد

    + نوشته شده در ساعت توسط خادم الشهداء  | نظرات

    غلامرضا سازگار

    امام هادی النقی(ع)-شهادت

    یا رب از زهر جفا سوخت ز پا تا به سرم

    شعله با ناله بر آید همه دم از جگرم

    جز تو ای خالق دادار کسی نیست گواه

    که چه آورده جفای متوکل به سرم

    می دوانید پیاده به پی خویش مرا

    گرد ره ریخت بسی بر رخ همچون قمرم

    آن شبی را که مرا خواند سوی بزم شراب

    گشت از شدت غم مرگ عیان در نظرم

    خواست تا بر من مظلوم دهد جام شراب

    شرم ننمود در آن لحظه ز جدّ و پدرم

    زهر نوشیدم و راحت شدم از عمر ولی

    ریخته خاک یتیمی به عُذار پسرم

    با که این ظلم بگویم که به زندان بلا

    قبر من کند عدو پیش دو چشمان ترم

    هر زمان هست در این دار فنا مظلومی

    حق گواه است که من از همه مظلوم ترم

    + نوشته شده در ساعت توسط خادم الشهداء  | نظرات

    رضا کرمی

    امام هادی النقی(ع)-مناجات و شهادت

    رنگ و بوی درد دارد کوچه های سامرا

    گریه باید کرد هر شب پا به پای سامرا

    هر شب از فرط عطش ای هادی گم گشته گان!

    می پرد مرغ دل ما تا هوای سامرا

    گرچه دورست از ضریح سبز تو دستان ما

    قلب ما آن جاست آن جا لا به لای سامرا

    نسبتی دارد مگر با کربلا احوال تو

    کاین چنین پیچیده هر جا نینوای سامرا

    بوی حیدر داشت مولا رنج بی پایان تو

    ریشه دارد در غریبی ماجرای سامرا

    باز کن دست تسلّی را علی مرتضی

    "کوفه کوفه" زخم دارد شانه های سامرا

    + نوشته شده در ساعت توسط خادم الشهداء  | نظرات

    محسن حافظی

    امام هادی النقی(ع)-شهادت

    به روى خاک غربت سر نهادم یا رسول الله

    ز دست دشمنان از پا فتادم یا رسول الله

    ز آه آتشین و آب چشم و نالۀ جانسوز

    بساط ظلم را بر باد دادم یا رسول الله

    به زندان از غم موسى ابن جعفر جدّ مظلومم

    برآمد آه سوزان از نهادم یا رسول الله

    على را نور عینم من، گل باغ حسینم من

    ببین فرزند دلبند جوادم یا رسول الله

    فراز قلّه ی کوهى مرا برد از پى تهدید

    همان کو داشت اندر دل عنادم یا رسول الله

    ز سوز زهر خصم دون شدم مسموم در غربت

    ز کف جان در ره جانانه دادم یا رسول الله

    نگردد محو در تاریخ، شعر «حافظى» هرگز

    چو با سوز درونش کرده یادم یا رسول الله

    + نوشته شده در ساعت توسط خادم الشهداء  | نظرات

    علی اكبر لطیفیان

    امام هادی النقی(ع)-شهادت

    تنها امام سامره تنها چه می كنی؟

    در كاروان سرای گداها چه می كنی؟

    دارم برای رنگِ تنت گریه می كنم

    پایِ نفس نفس زدنت گریه می كنم

    باور كنیم حرمت تو مستدام بود؟

    یا بردن تو بردنِ با احترام بود؟

    باور كنیم شأن تو را رَد نكرده است؟

    این بد دهانِ شهر به تو بد نكرده است؟

    گرد و غبار، روی تو ای یار ریختند

    روی سرِ تو از در و دیوار ریختند

    مردِ خدا كجا و این همه تحقیر وایِ من

    بزم شراب و آیه ی تطهیر وایِ من

    هرچند بین ره بدنت را كشید و بُرد

    دستِ كسی به رویِ زن و بچه ات نخورد

    باران نیزه، نیزه نصیب تنت نشد

    دست كسی مزاحم پیراهنت نشد

    این سینه ات مكان نشست كسی نشد

    منبع مطلب : hadem1.blogfa.com

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 11 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید