این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    معنی حاتم طایی

    دسته بندی :
    1. نکس
    2. مطالب سایت

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    معنی حاتم طایی را از این سایت دریافت کنید.

    حاتم طایی

    معنی حاتم طایی - معانی، لغت نامه دهخدا، فرهنگ اسم ها، فرهنگ معین و عمید، مترادف و متضاد و ... در فرهنگ لغت آبادیس - برای مشاهده کلیک کنید

    حاتم طایی

    بستن تبلیغات

    دانشنامه عمومی

    حاتم طایی (به عربی: حَاتم الّطائی) فرزند عبدالله (? - ۴۶ ق. هـ / ? - ۶۰۵ م). از بزرگان عرب، مردی سخیّ و بلندنظر در دورهٔ پیش از اسلام، جوانمرد و بخشنده بود و عرب در سخا و کرم بدو مثل می زدند. او یکی از سخاوت مندترین مردان آن دوران بود که هنوز آوازه کرم و سخاوتمندی وی در تمام أمصار دنیا پیچیده است. نام کامل وی «حاتم بن عبد الله بن سعد بن الحشرج بن أمریء القیس»، مشهور به «حَاتم الّطائی» بود. او از قبیلهٔ طی یکی از قبائل مشهور شبه جزیره عربستان بود. همچنین وی یکی از شعراء فحول عصر جاهلیت بود، کنیهٔ وی «أباسفانه» و «أباعدی (پدر عدی بن حاتم)» بود؛ و دارای دیوان شعری مطبوع به نام «دیوان حَاتم الّطائی» می باشد. حاتم در بارهٔ کرم و سخاوتمندی چنین می سراید:

    دیوان حَاتم الّطائی، چاپ: دار صادر، بیروت. لبنان. ۱۴۰۱ هـ - ۱۹۸۱ میلادی.

    الحبیب، علی، محمد (المختار من اجمل الأشعار) ، دارالراوی، بیروت، چاپ سال ۱۹۹۵ میلادی.

    المری، شاهین، طلحة (شعراء عصر الجاهلی) ، دارالهلال، بیروت، چاپ سال ۱۹۷۵ میلادی.

    قوم حاتم طایی مابین دو کوه که به نامهای بلاد الجبلین (أجا و سلمی) معروف بود ساکن شده بودند، که بعداً به دیار حاتم طایی (یامنازل حاتم الطائی) تبدیل می شود که اکنون روستای توارن نام دارد که در منطقه حائل در شمال عربستان سعودی واقع شده است. همچنین به (قریه حاتم الطائی) نیز معروف است. وی در این مکان می زیسته است و در همین جا نیز بدرود زندگی گفته است. هنوز قبر وی در محوطه ای در پایهٔ کوه توارن موجود است و زیارتگاه مردم از داخل عربستان و خارج از عربستان می باشد. حاتم پیش از اسلام بر دیانت مسیحیت می زیسته است و در سال ۶۰۵ میلادی مرده است، وی از قبیله طی بود. باقی مانده آثار قصر وی و همچنین آثار اجاق غذاپزی وی که به اجاق غذای حاتم معروف است، هنوز در پایهٔ کوه موجود و باقی مانده است.

    حاتم از شعراء بزرگ عرب بود، اشعارش مانند افعالش گویای صدق و صداقت بود، منزلهٔ بزرگی بین اقوام خود داشت. او از احترام خاصی مابین پیر و برنا برخوردار بود، شجاع، قوی، بی باک، کریم، سخی و مهمان نواز بود. به جز نام خدا به چیز دیگر قسم نمی خورد، راستگو بود، در ماه رجب (شهر الأصم) کسی را نمی کشت، چون مضر ماه رجب را تعظیم می داشتند. روزی ده شتر قربانی می کرد و اطعام می نمود، مردم دار بود و مردم به دور وی گرد آمدند. داستان های زیاد و حکایات گوناگونی از کرم و سخاوت و همچنین شجاعت وی به یادگار مانده است که در تدوین آن خروارهای کاغذ و قنطارهای مرکب کفاف نمی کند.

    روستای «توارن» در ۴۸ کیلومتری شمال غربی «شهر حائل» واقع شده است، این روستا در سمت شمالی کوه «أجا» قرار دارد، روستا نوبنیاد است و راه ورودی آن آسفالته است. اما روستای قدیمی که به نام «دیار حاتم طایی» (یا منازل حاتم الطائی) معروف است در سمت جنوبی کوه «أجا» واقع شده است و ۸ کیلومتر از روستای تازه احداث توارن فاصله دارد که این راه به صورت شوسه می باشد. روستای قدیمی یا «دیار حاتم طایی» که از چهار طرف، کوه آن را احاطه نموده است و تنها یک راه ورودی از سمت شمال دارد.

    wiki: حاتم طایی

    گزارش تخلف یا اشتباه در معنی

    بستن تبلیغات

    دانشنامه آزاد فارسی

    حاتم طائی

    (نام کامل: حاتم بن عبدالله بن سعد طائی) از مشهورترین سخاوتمندان و جوانمردان و دلاوران عرب در زمان جاهلیت. از قبیلۀ طی بود و کمی قبل از اسلام زندگی می کرد. بسیار بخشنده و گشاده دست بود. پسرش عدی، که از یاران باوفای امیرالمؤمنین علی (ع) بود، نیز جوانمرد و سخی بود و سفانه دخترش هم بذل و بخشش را از پدر به ارث برده بود. گفته اند حاتم بخشندگی را از مادرش عتبه به ارث برده بود، زیرا با وجود ثروت و مکنت فراوان، هرچه به دست می آورد به مسکینان و مستمندان می بخشید. از حاتم داستان های بسیاری در کتب ادبی مثل اغانی و عقدالفرید و المستطرف آمده و سعدی نیز در گلستان و بوستان خود چند حکایت از او به شعر درآورده است. حاتم مهارتی نیز در شعر و شاعری داشته است. دیوان اشعاری منسوب بهاو در ۱۸۷۲ در لندن چاپ شد.

    wikijoo: حاتم_طایی بستن تبلیغات

    نقل قول ها

    حاتم طایی (به زبان عربی: حَاتم الّطائی) فرزند عبدالله (? - ۶۰۵) م. از بزرگان عرب، مردی سخیّ و بلندنظر در دورهٔ پیش از اسلام، جوانمرد و بخشنده بود و عرب در سخا و کرم بدو مثل می زدند. او یکی از سخاوت مندترین مردان آن دوران بود که هنوز آوازه کرم و سخاوت مندی وی در تمام أمصار دنیا پیچیده است. نام کامل وی «حاتم بن عبد الله بن سعد بن الحشرج بن أمریء القیس»، مشهور به «حَاتم الّطائی» بود. او از قبیلهٔ طی یکی از قبائل مشهور شبه جزیره عربستان بود. همچنین وی یکی از شعراء فحول عصر جاهلیت بود، کنیهٔ وی «أباسفانه» و «أباعدی» بود. و دارای دیوان شعری مطبوع به نام «دیوان حَاتم الّطائی» می باشد.حاتم مسیحی بود.

    • خرج که از کیسه مهمان بود// حاتم طایی شدن آسان بودضرب المثل های فارسی• حاتم طایی تویی اندر سخا / رستم دستان تویی اندر نبرد**• رودکی• کسی از اسرا به او متوسل شد. حاتم مالی نداشت که او را آزاد کند، به همین خاطر به افراد قبیله گفت که اسیر را آزاد کنند و خودش به جای اسیر دربند قبیله شد، تا زمانی که توانست پول رهایی خود را بدست آورد و آزاد گردید. همانطور که گفته شد، از این قبیل وقایع در زندگی حاتم بسیار اتفاق افتاده که در کتابها مذکور می باشد. فرزند وی عدی بن حاتم از مومنین مخلص و یاران با وفای امیر المومنین است.• روزی حاتم طایی در صحرا عبور می کرد، درویشی راه بر او گرفت و از وی ده هزار دینار کمک بلاعوض خواست. حاتم گفت: ده هزار دینار بسیار خواستی، درویش گفت: یک دینار بده.• حادثهٔ مشهوری است که گویند خبر کرم و سخاوت حاتم طایی بگوش یکی از قیصرهای روم رسید، از آن خبر بسیار تعجب نمود، همچنین وی دریافت که حاتم دارای اسب ماده ای است، و این اسب از سلالهٔ اسب های اصیل عربی است. یکی از منشیان (حاجب) قیصر نزد حاتم فرستادند که اسب برای قیصر آورند، وقتی حاجب به دیار حاتم رسید و وارد خانهٔ حاتم شد، حاتم از وی با کمال احترام استقبال نمود، حاتم نمی دانست که وی حاجب قیصر است، هنگام ورود مهمان تمام گوسفندها و شترها در چراگاه بودند و فقط اسب در طویله بود. لذا حاتم مجبور شد برای اکرام مهمان خود اسب را قربانی نموده و دستور تهیه غذا از آن گوشت را صادر کرد و خود نزد مهمان آمد، در آنجا مهمان خود را معرفی نمود که وی قاصد قیصر است و برای أخذ اسب جهت قیصر به اینجا آمده است. در اینجا حاتم ناراحت شد و گفت: «چرا از اول این خبر به من نرساندی، من اسب را قربانی برای اطعام و اکرام شما نمودم.» حاجب با تعجب گفت: «آنچه در اینجا دیدم خیلی بیشتر از آن بود که شنیده بودم.»

    منبع مطلب : abadis.ir

    معنی حاتم

    معنی واژهٔ حاتم در لغت‌نامه دهخدا به فارسی، انگلیسی و عربی از واژه‌یاب

    حاتم

    لغت‌نامه دهخدا

    حاتم .[ ت ِ ] (اِخ ) ابن عبداﷲبن سعد طائی مکنی به ابوسفانه . مردی سخی و جوانمرد ازقبیله ٔ طی ّ که عرب به سخا و کرم وی مَثل زند: اکرم من حاتم طی . و در فارسی مثل حاتم یا مثل حاتم طائی گویند. و از آن سخت سخی و بخشنده خواهند :

    ای دریغ آن حر هنگام سخا حاتم فش

    ای دریغ آن گو هنگام وغا سام گراه .

    رودکی .

    حاتم طائی توئی اندر سخا

    رستم دستان توئی اندر نبرد

    نی که حاتم نیست با جود تو راد

    نی که رستم نیست در جنگ تو مرد.

    رودکی .

    مگرد ای چرخ گردان جز به نیکی

    بر این رستم دل حاتم جوائز.

    بدیعبن محمدبن محمود بلخی .

    فعند نداه حاتم الجود باخل

    و عندی لبید فی المدیح بلید.

    ابونصر محمدبن محمدبن ابراهیم بن الخضر الحلبی در مدح رشیدالدین الصوری .

    معروف گشته از کف او خاندان او

    چون از سخای حاتم طی خاندان طی .

    منوچهری .

    رستم به وقت کوشش با او بود جبان

    حاتم بگاه بخشش پیشش بود بخیل .

    ادیب صابر ترمذی .

    صاحب ری از حشم زیبد ترا وقت هنر

    حاتم طی از خدم زیبد ترا وقت سخا.

    عبدالواسع جبلی .

    سخای حاتم پیش سخای تو زرق است

    نبرد رستم نزد نبرد تو بازی .

    سوزنی .

    در رزم رستمی تو و در بزم حاتمی

    گردون ترا عنان قزح بهر آن دهد.

    ظهیر فاریابی .

    و کرم حاتم و معن زائده و آل برمک را یک ساعته بذل او [ ابوبکر احمد جامجی ] منسوخ گردانید. (عوفی ). که در خراسان لقب حاتم الزمانی بر قامت او چست آمده بود. (عوفی ). از مشاهیر اجواد عالم و ثالث حاتم طائی و معن بن زائدة... (لباب الالباب ج 1 ص 355).

    چون دست [ تو ] صحیفه ٔ اقبال نشر کرد

    در ناله آمدند کریمان آل طی .

    شمس طبسی .

    مجو نان اگر حاتمت نان دهد

    مخواه آب اگر خضر ساقی بود.

    ابن یمین .

    طمع از خلق گدائی باشد

    گر همه حاتم طائی باشد.

    جامی .

    در ایام دولت او [ اتابک مظفرالدین بن ملک بن زنگی ؟ ] خواجه امین الدین کازرونی پرتو اهتمام بر انجام امور وزارت انداخت و از وُفور جود و سخا حاتم طائی و معن زائده را منفعل ساخت . (حبیب السیر). کمال سخاوتش [ سخاوت شاه شجاع ] ناسخ اطوار معن زائده و حاتم طی و در احیای مراسم عدل و انصاف با کسری معادل ... (حبیب السیر).

    در هر نشست و خاست که دیدت زمانه گفت

    شد زنده باز حاتم ونوشیروان نشست .

    زکی مراغه ای .

    زنده شد مردمی حاتم و مردی رستم

    چون به بزم اندرشستی و به رزم اندر خاست .

    زکی مراغه ای .

    منسوخ شد سخاوت حاتم که شد پدید

    از گوهر عطیت تو با نصاب تیغ.

    نظام الدوله ٔ جامی کاتب .

    صاحب حبیب السیرگوید در تحفة الملوکیة مسطور است که روزی حاتم طائی و نابغه ٔ ذبیانی و شخصی از مردم مدینه به خواستگاری ماریه که به حسن صورت و سیرت موصوف بود رفتند و هر یک آن عفیفه را به ازدواج خود دعوت کردند. ماریه جواب داد که شما امشب هم در این نواحی توقف کنید و هر کدام شعری مناسب حال خویش املا کنید تا من تأمل کرده فردا به مناکحت هر یک که مصلحت دانم رضا دهم . ایشان به منزلی که نزول کرده بودند بازگشتند و ماریه جهت ضیافت هر یک شتری فرستاد ودر وقت شام در زی ّ گدایان بدانجا رفت و زبان سؤال برگشاد. مرد مدنی شرم جمل به وی داد و نابغه دنب شتررا پیش او داشت و حاتم چند فقره از پشت شتر و پاره ٔکوهان و قطعه ای از ران ایثار فرمود و صباح روز دیگرکه خواستگاران به در خانه ٔ ماریه رفتند و ابیاتی که گفته بودند بخواندند کنیزکان آن مستوره سفره ٔ ضیافت گسترده هرکس آنچه شب بماریه داده بود در پیش وی نهادند. مدنی و نابغه خجل گشته حاتم دست در گردن عروس مقصود حمائل کرد.

    بیت :

    ز حاتم بدین قصه راضی مشو

    از این نغزتر ماجرائی شنو.

    سعدی .

    و در بعض کتب تاریخ به مطالعه رسیده که نوبتی جمعی از بنی امیه نزدیک مقبره ٔ حاتم نزول کردند و شب آنجا توقف کرده یکی از ایشان مکنی به ابی الخیر بود چند کرّت به سر قبر حاتم رفت و گفت ما را امشب مهمانی کن که مهمان توایم باید که خوان ضیافت بگستری . و همراهان او را از این ابرام نامعقول منع کرده به خواب رفتند و سحرگه به عزم رحیل از جای خواب برخاستند. ابوالخیر گفت در واقعه دیدم که حاتم از گور بیرون آمده و شتر مرا پی کرد چون نظر کردند دیدند شتر ابوالخیر از جای نمیتواند جنبید لاجرم گفتند که اینک حاتم ما را مهمانی کرد شتر را کشته بکاربردند. ابوالخیر در وقت کوچ ردیف یکی از رفیقان گشته [ سپس ] گذر آن جماعت بر نواحی منزل قبیله ٔ بنی طی افتاد ناگاه عدی [ بن حاتم ] را دیدند که شتری را گرفته می آورد و میگوید که ابوالخیر در میان شما کیست ایشان او را به عدی نمودند و او جمل به وی تسلیم کرد و گفت دوش پدر خود را در خواب دیدم که با من گفت شترابوالخیر را جهت او و همراهانش بکشتم عوض آن بده .

    حاتم بن عبداﷲبن سعدبن الحشرج طائی مادر او عتبة دختر عفیف . وی مردی بخشنده و شاعر بود چنانکه درباره ٔ وی گفته اند: اذا قاتل غلب و اذا سئل وهب و اذا ضرب بالقداح سبق . او اسراء خویش آزاد می کرد و گویند وقتی قبیله ٔ عنزه را اسیری بود و حاتم بر آن قبیله گذر کرد، اسیر به حاتم ملتجی شد. حاتم فداء او نداشت بجای اسیردر بند قبیله عنزه درآمد تا آنگاه که مال فداء بپرداخت . گویند او مال خویش بیش از ده بار بخش کرد. ابوعبیده گوید: بخشندگان عرب سه تن باشند: کعب بن امامه وحاتم طائی که عرب بدین دو مثل زند و هرم بن سنان ممدوح زهیر و حاتم را دیگهای بزرگ در پیشگاه خانه بود همیشه بر دیگدان نهاده و چون ماه رجب درآمدی هر روز اشتری بکشتی و مردمان را اطعام کردی . وی در جوانی ساربانی شتران پدر میکرد و در آن وقت روزی عبیدبن الابرص و بشربن ابی حازم و نابغه ٔ ذبیانی که بخدمت نعمان شدن میخواستند بر او گذشتند حاتم آنان را نشناخت لیکن هر یک را اشتری نحر کرد و پس از شناختن آنان همه شتران پدر را بدیشان بخشید و نزد پدر آمد و گفت ای پدر مجد و بزرگواری روزگار را چون طوق کبوتران بگردن تو افکندم و رفته بازگفت . پدر او را از خانه براند. حاتم گفت باکی نیست و از پدر دوری گزید و مادر او عتبه زنی مالدار بود و نیز در جود و سخا به پسر ماننده بود چنان که نتوانستی چیزی نگاه داشتن . کسان او وی را از این کار بازمی داشتند ولی سودی نمی داشت . در آخر اورا یک سال حبس کردند و در این مدت روزی معین به او میرسانیدند که چون سختی کشد از این باددستی بازآید وسپس وی را از زندان برآوردند و قسمتی از مال وی بدوبازدادند و زنی از هوازن نزد وی آمد و چیزی خواست عتبه همه ٔ آن مال بدو ارزانی داشت و گفت در آن سختی وگرسنگی که مرا رسید سوگند یاد کردم که چیزی را از خواهنده دریغ ندارم و گفت :

    منبع مطلب : www.vajehyab.com

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 3 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید