این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    پنج جمله مبالغه کلاس ششم

    دسته بندی :
    1. نکس
    2. مطالب سایت

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    پنج جمله مبالغه کلاس ششم را از این سایت دریافت کنید.

    مبالغه و کنایه را توضیح دهید.

    پرسش و پاسخ مقطع دبستان پایه ششم رشته درس فارسی

    مبالغه و کنایه را توضیح دهید.

    امیر رضاخانی   23 شهریور 15:50

    2 پرسش 60 پاسخ 777 امتیاز

    دبستان ششم فارسی

    مبالغه و کنایه را کامل توضیح دهید.

    10 گزارش

    ،،،،،،،،،،،،، ،،،،،،،،،،،،،   20 دی 23:51

    1 پرسش 1 پاسخ 321 امتیاز

    مبالغه : یعنی بیشتر از چیزی که هست بزرگ کنیم

    مثال : دو ساعته منتظرتم ، مبالغه⬅️ شاید کمی بیشتر از حد منتظر مانده بودیم

    مثال : آنقدر غذا خوردم که نگو ، مبالغه⬅️ شاید کمی زیاد از حد همیشگی غذا خورده باشیم

    موفق و موید باشید ? 64 گزارش

    حدیث سلمان وردی   8 دی 12:35

    26 پرسش 700 پاسخ 6016 امتیاز

    سلام به نام خدا

    مبالغه:گاهی اوقات شاعران یا نویسندگان و ... برای تاثیر قدرت سخن خود واژه رویداد را بسیار بیشتر و بزرگ تر از آنچه هست بیان میکنند که نامش بزرگ نمایی است و 《مبالغه》نام دارد.

    مثال:خروشید و جوشید و برکند خاک ز سُمّش زمین شد همه چاک چاک

    در این بیت شاعر در جوش و خروش اسب مبالغه کرده است.

    کنایه:در بعضی مواقع درباره مطلبی به طور مستقیم گفته میشود و دو مفهوم دور و نزدیک دارد و مقصود گوینده معنای دور آن میباشد که 《کنایه》گفته میشود.

    مثال:از هفت خان رستم گذشتن

    منظور در اینجا این است که او توانسته هفت مرحله سخت و دشوار را در پشت سر بگذارد و پیروز شود.

    موفق باشی 27 گزارش

    armita khorsandnia   25 شهریور 19:39

    0 پرسش 8 پاسخ 133 امتیاز

    مبالغه بزرگ نمایی یا اغراق یه چیزیه

    مثلا تو میگی « دارم از گشنگی میمیرم »

    در اون لحظه تو از گشنگی واقعا که نمیمیری !

    یا مثلا فردوسی میگه

    « بزد تیغ و بنداخت از بر سرش فرو ریخت چون رود خون از برش »

    هر چقدر هم که از یه نفر خون بیاد , رود جاری نمیشه ولی فردوسی برای تاثیرگذاریه بیشتر متنش از مبالغه استفاده کرده

    حالا کنایه ....

    بعضی وقتا ما برای گفتن یه موضوعی از کنایه استفاده میکنیم

    کنایه یه معنای دور و یه معنای نزدیک داره که منظور گوینده معنای دور اونه

    مثلا

    فلانی در خونش به روی همه بازه

    معنی نزدیکش میشه که در خونش هیچ قفلی نداره

    معنی دورش میشه که اون خیلی مهمون نوازه و ....

    ولی منظور ما معنای دور اونه

    موفق باشی ◕‿◕ 20 گزارش

    Bahar Ghorbani   5 مهر 22:52

    2 پرسش 4 پاسخ 443 امتیاز

    مبالغه :زیاد کردن و بزرگ کردن چیزی

    کنایه :دو پهلو بودن جمله یعنی دارای دو معنی باشد

    15 گزارش

    دختر لجباز   19 فروردین 14:41

    0 پرسش 1 پاسخ 66 امتیاز

    مبالغه یعنی یک چیزی رو بزرگ کنیم؟؟

    13 گزارش

    خدیجه عساکره   23 شهریور 22:53

    0 پرسش 9 پاسخ 69 امتیاز

    مبالغه و اغراق آن است که در وصف ، ستایش و نکوهش کسی یا چیزی افراط وزیاده روی کنند،چندانکه از حدّ معمول بگذرد وبرای شنونده شگفت انگیز باشد مثال

    بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران كز سنگ ناله خیزد وقت وداع یاران

    کنایه یعنی پوشیده سخن گفتن درباره ی امری ؛ سخنی که دارای دومعنای دور ونزدیک است که منظورگوینده معنای دورآن است.

    مثال:فلانی آب ازدستش نمی چکد.

    معنای نزدیک: یعنی ازدست اوآب روی زمین نمی ریزد.

    معنای دور:خسیس بودن فرد.

    نکته :همه ی ضرب المثل هاکنایه اند امّاهمه ی کنایه هاضرب المثل نیستند.

    9 گزارش

    خدیجه عساکره   23 شهریور 22:53

    0 پرسش 9 پاسخ 69 امتیاز

    مبالغه و اغراق آن است که در وصف ، ستایش و نکوهش کسی یا چیزی افراط وزیاده روی کنند،چندانکه از حدّ معمول بگذرد وبرای شنونده شگفت انگیز باشد مثال

    بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران كز سنگ ناله خیزد وقت وداع یاران

    کنایه یعنی پوشیده سخن گفتن درباره ی امری ؛ سخنی که دارای دومعنای دور ونزدیک است که منظورگوینده معنای دورآن است.

    مثال:فلانی آب ازدستش نمی چکد.

    معنای نزدیک: یعنی ازدست اوآب روی زمین نمی ریزد.

    معنای دور:خسیس بودن فرد.

    نکته :همه ی ضرب المثل هاکنایه اند امّاهمه ی کنایه هاضرب المثل نیستند.

    9 گزارش

    hedie sanay   22 آبان 16:07

    1 پرسش 2 پاسخ 32 امتیاز

    مبالغه: آرایه ای است که در آن امری طبیعی به صورت غیر طبیعی و بزرگنمایی شده بیان می شود.

    مثل: به یک ماهگی همچو یک سال بود، برش چون بر رستم زال بود.

    یا مثل: خروشید و جوشید و بر کند خاک ز سُمَّش زمین شد همه چاک چاک.

    4 گزارش

    غزل محمودآبادی   10 اردیبهشت 19:13

    0 پرسش 1 پاسخ 21 امتیاز

    مبالغه زیاد کردن چیزی

    کنایه به دو معنا کردن چیزی

    4 گزارش

    نازنین زهرا   30 شهریور 12:27

    0 پرسش 10 پاسخ 65 امتیاز

    مبالغه:بزرگنمایی چیزی نویسنده ها برای اغراق استفاده میکنند

    کنایه:به معنای دور اشاره داره

    4 گزارش

    فاطمه اهار   29 مهر 17:10

    0 پرسش 2 پاسخ 12 امتیاز

    کنایه: حرفی است که طرف مقابل برای کوتاه کردن منظور خود وغیر مستقیم گفتن حرف هایش از ان استفاده میکند

    مثال: مرغ ش یک پا دارد : لجبازی و یک دندگی

    مثال : نه سر پیازه نه ته پیاز : کاره ای نیست به او ربط ندارد

    مبالغه: گاهی در متن یا شعر برای زیبایی وتاکید بیشتر بر اتفاقی انرا بزرگتر نشان میدهند

    مثال: علف زیر پایم سبز شد : کمی زیاد تر از حد معمول منتظر مانده ام

    2 گزارش

    فاطمه اهار   29 مهر 17:10

    0 پرسش 2 پاسخ 12 امتیاز

    کنایه: حرفی است که طرف مقابل برای کوتاه کردن منظور خود وغیر مستقیم گفتن حرف هایش از ان استفاده میکند

    مثال: مرغ ش یک پا دارد : لجبازی و یک دندگی

    مثال : نه سر پیازه نه ته پیاز : کاره ای نیست به او ربط ندارد

    مبالغه: گاهی در متن یا شعر برای زیبایی وتاکید بیشتر بر اتفاقی انرا بزرگتر نشان میدهند

    مثال: علف زیر پایم سبز شد : کمی زیاد تر از حد معمول منتظر مانده ام

    2 گزارش

    Parham Ehsani far   31 فروردین 19:28

    1 پرسش 6 پاسخ 26 امتیاز

    مبالغه یعنی بزرگ کردن یک موضوع بیش از حد خودش

    2 گزارش

    ثنا شمشیری   4 آذر 18:51

    0 پرسش 1 پاسخ 6 امتیاز

    مبالغه:بزرگ نشان دادن چیزی

    کنایه : سر پوشیده حرف زدن ، دریافت معنی معنی.

    مثال مبالغه: داشتم از خستگی میموردم

    منبع مطلب : gama.ir

    جزوه ی فارسی ششم ابتدایی کنایه و مبالغه

    جزوه ی فارسی ششم ابتدایی کنایه و مبالغه برای دانش آموزان کلاس ششم ابتدایی از کتاب فارسی ششم دبستان به منظور آموزش درس فارسی ششم ابتدایی کنایه و مبالغه

    ششم ابتداییفارسی ششم

    جزوه ی فارسی ششم ابتدایی کنایه و مبالغه

    جزوه ی فارسی ششم ابتدایی کنایه و مبالغه کلاس ششم - کنایه و مبالغه « موضوع یاد آوری درس 4 (هفت خان) فارسی ششم ابتدایی»

    By احمد عزتی Last updated آبان 30, 1399

    6Share

    عــناوینی که در ایــن آموزش مــی خــوانید :

    کلاس ششم – کنایه و مبالغه « موضوع یاد آوری درس 4 (هفت خان) فارسی ششم ابتدایی»

    کنایه و مبالغه

    کنایه و مبالغه 1-کنایه:

    (پوشیده سخن گفتن درباره ی امری)سخنی که دارای دومعنای دور ونزدیک است که منظورگوینده معنای دورآن است.

    مثال:فلانی آب ازدستش نمی چکد.

    معنای نزدیک: یعنی ازدست اوآب روی زمین نمی ریزد.

    معنای دور:خسیس بودن فرد.

    نکته :همه ی ضرب المثل هاکنایه اند امّاهمه ی کنایه هاضرب المثل نیستند.

    2-مبالغه:

    آرایه ای است که درآن امری طبیعی به صورت غیرطبیعی وبزرگنمایی شده بیان می شود . (غلو)

    به یک ماهگی همچویک سال بود                      برش چون برِرستم زال بود

    * * *

    خروشیدوجوشیدوبرکندخاک                          زسمّش زمین شدهمه،چاک چاک

    بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران      كز سنگ ناله خیزد وقت وداع یاران

    مبالغه واغراق وغلو

    مبالغه و اغراق آن است که در صفت کردن و ستایش و نکوهش کسی یاچیزی افراط وزیاده روی کنند، چندانکه از حدّعادت معمول بگذرد وبرای شنونده شگفت انگیز باشد.

    هرگاه اغراق ومبالغه را به درجه ای رسانده باشند که در عقل وعادت،ممکن وباورکردنی نباشد،آن را« غلو »می گویند.

    اغراق در لغت به معنی سخت کشیدن کمان است.اغراق ومبالغه درجاتی دارد که بعضی به عقل وعادت نزدیکتر وبعضی دورتر است.مثال:

    شود کوه آهن چودریای آب                          اگر بشنود نام افراسیاب

    ز سمّ ستوران درآن پهن دشت               زمین شد شش  و آسمان گشت هشت

    که من از گشاد کمان روز کین              بدوزم همی آسمان بر زمین

    (فردوسی)

    گر برگ گل سرخ کنی پیرهنش را            از نازکی آزار رساند بدنش را

    (طرب اصفهانی)

    سعدی به طور نقد ادبی وتعریض گونه ای گفته است:

    چه حاجت که نه کرسی آسمان                  نهی زیر پای قزل ارسلان

    مگر پای عزّت برافلاک نه                  بگو روی اخلاص بر خاک نه

    حافظ گوید :

    هر شبنمی در این ره صد بحر آتشین است    دردا که این معما شرح وبیان ندارد

    نمونه ی دیگر ازسعدی:

    بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران      كز سنگ ناله خیزد وقت وداع یاران

    دوچشم مست میگونت ببرد آرام هشیاران    دوخواب آلوده بربودندعقل از دست یاران

    در فرهنگ اصطلاحات ادبی این صنعت این گونه تعریف شده است :

    مبالغه اقسامی دارد؛ بعضی مقبول است وبعضی مردود، مبالغه مقبول از محسنات بدیعی است. مبالغه منحصر است در سه قسم تبلیغ،اغراق ،غلو

    مبالغه ی مردود آن است که در بعضی اوصاف مدح وهجا وغیر آن چندان غلو کنند که ترک ادب شرعی کند

    وچنانکه خاقان سروده است:

    یوسف نجّار کیست نوح درود گر که بود      تازهنر دم زنندبر دراسکان او

    نوح نه بس علم داشت گرپدر من بدی       قنطره بستی به علم برسرطوفان او

    بعضی ها بین مبالغه واغراق وغلو فرق می گذارند ومبالغه راادعای وصف چیزی می دانند که این ادّعا عقلاً وعادتاً ممکن باشد:

    به دندان رخنه در پولاد کردن       به ناخن راه در خارا بریدن

    بسی برجامی آسان تر نماید     زیارمنّت دونان کشیدن

    مصادیق کنایه و مبالغه

    6- آب خوش از گلو پایین نرفتن: راحتی نداشتن

    7- آب در کوزه ماتشنه لبان می گردیم : هدف ومقصود در نزدیکی ما قرار دارد اما به دنبال آن می گردیم.

    8- آب را از سرچشمه باید بست :جلوی ضرر وزیان را از مبدا باید گرفت.

    9- آب زیر پوستش رفته است:کمی چاق شده است-وضع مالیش بهتر شده است.

    10- آبشان در یک جوی نمی رود :با هم توافق ندارند –بایکدیگر خوب نیستند.

    11- آب غوره گرفتن: گریه کردن – گریستن

    12- آب کش به کف گیر می گوید چقدر سوراخ داری: کسی که خود عیب بسیار دارد  وبه اندک عیب دیگری ایراد و خرده  می گیرد.

    13- آبم است وگاوم است نوبت آسیابم است:  به مناسبت چندین کار دیک موقع داشتن

    14- آب نخوردن چشم:امیدی نداشتن

    15- آب تاب دادن :به موضوعی اهمیت زیادی دادن –اغراق کردن

    16- آب در دست داری نخور بیا:در آمدن فوق العاده عجله شتاب اشتن

    17- آبی از او گم نمی شود:امکان انجام دادن کار از او نیست-نباید به او امیدی داشت

    18- آبی که به زندگی نداد حسین                         چون گشت شهید بر مزارش

    توجهی  به کسی در زمان لزوم نکردن در غیر زمان به آن پرداختن_مانند (نوشداروی پس از مرگ سهراب)

    19- آتش چون بر افروخت بسوزد تر وخشک :در اثر حادثه گناهکار و بی گناه از بین بروند

    20- آتش زیر خاکستر:آرامش موقت-موذی

    21- آخر کار خود را کردن:به مقصو خود رسیدن-به هدف خود نائل آمدن

    22- آخوند شدن چه آسان وانسان شدن چه مشکل:سواد پیداکردن راحت است اما انسان شدن سخت است.

    23- آدم باید لقمه را به اندازه دهانش بگیرد:باید باتوجه به توانایی خود کاری انجام داد.

    24- آدم شاخ در می آورد:از شدت تعجب-حرفهای دروغ وغیر قابل قبول

    25- آدم گدا این همه دادا:آدمهای فقیر بیشتر ادا دارند-بیشتر عیب وایراد می گیرند

    26- آدم گرسنه سنگ را هم می خورد:به کسی می گویند که بهانه مطلوب بودن غذا را از خوردن آن امتنا می کند.

    27- آدم مفتخور خوش سلیقه می شود:کسی که چیزی را رایگان بدست می آورد بر آن ایراد می گیرد.

    28- آدم ناشی سرنا را از سر گشاد آن می زند:به کسی که اطلاع از انجام کاری را ندارد وبه نادرست انجام می دهد.

    29- آدم یکبار پایش تو چاله می افتد:از هر اتفاق وپیشامدی باید عبرت گرفت

    30- آدم یک دنده:ثابت محکم،بیشتر در جهت منفی

    31- آرزو را به گور بردن:به هدف ومقصود خود نرسیدن

    32- آزموده را آزمون خطاست:باکسی که قبل آشنا بودن ومعامله داشتن به حیث منفی

    33- آسمان به زمین نمی آید:اتفاق فوق العاده ای روی نخواهد داد.

    34- آسمان وریسمان را سر هم بافتن:دوچیز بی تناسب را به هم ارتباط دادن-نامربوط گفتن

    منبع مطلب : dabesto.ir

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 2 ماه قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید