این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    کریح یا کریه

    دسته بندی :
    1. نکس
    2. مطالب سایت

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    کریح یا کریه را از این سایت دریافت کنید.

    کریه

    معنی کریه - معانی، لغت نامه دهخدا، فرهنگ اسم ها، فرهنگ معین و عمید، مترادف و متضاد و ... در فرهنگ لغت آبادیس - برای مشاهده کلیک کنید

    کریه

    /karih/

    مترادف کریه: بد، بدگل، زشت، قبیح، ناپسند، ناخوشایند، ناگوار، نفرت انگیز، نفرت بارمتضاد کریه: قشنگبرابر پارسی: زشت، بدریخت

    فارسی به انگلیسی

    horrid, abominable, hideous, ugly, unsightly, detestable

    مترادف ها

    ugly (صفت)

    زشت، ترسناک، کریه، مهیب، بد منظر، بد گل، نا زیبا، بی قواره

    obscene (صفت)

    زشت، ناپسند، فحاش، موهن، کریه، مستهجن، شهوت انگیز، قبیح، زشت و وقیح، خارج از اخلاق

    detestable (صفت)

    مکروه، فرومایه، نفرت انگیز، بسیار بد، کریه

    offensive (صفت)

    زشت، مهاجم، متجاوز، کریه، اهنانت اور، رنجاننده

    nasty (صفت)

    زشت، زننده، کثیف، کریه، نامطبوع، تند و زننده

    unsightly (صفت)

    کریه، بد منظر، ناخوشایند، بدنما

    noisome (صفت)

    مضر، کریه، بد بو، نامطلوب، زیان بخش

    haggish (صفت)

    کریه، عجوزه وار، بطور ناهنجار

    لغت نامه دهخدا

    کریه. [ ک َ ] ( ع اِ ) شیر بیشه. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).

    کریه. [ ک َ ] ( ع ص ) ذوالکراهة. ( اقرب الموارد ). قبیح و ناپسند داشته. ( ناظم الاطباء ). ناپسند و ناخوش داشته. ( منتهی الارب ). رویی که دشوار بود دیدن آن از زشتی. ( از مهذب الاسماء ). زشت. ناپسند. ناخوش داشته. ناگوار. ناپاک. نفرت انگیز. چرکین. ( ناظم الاطباء ).مکروه. شنیع. ناپسند. ( یادداشت مؤلف ) :

    به یکی زخم تپانچه که بدان روی کریه

    بزدم جنگ چه سازی چه کنی بانگ و ژغار.

    بوالمثل.

    از سهم روی و بانگ نفیر کریه او

    هر زنده گوش و چشم همی داشت کور و کر.

    مسعودسعد.

    آن به آید که شوم زشت و کریه

    تا بوم ایمن در این کهسار و تیه.

    مولوی ( مثنوی ).

    - کریه الرائحه ؛ بدبوی. ( یادداشت مؤلف ).

    - کریه الصوت ؛ ناخوش آواز. ( ناظم الاطباء ). بدصدا.بدآوا. بدآواز : خطیبی کریه الصوت خود را خوش آواز پنداشتی. ( گلستان ).

    - کریه الطعم ؛ بدمزه. ( یادداشت مؤلف ).

    - کریه المنظر ؛ زشت روی. کریه منظر. رجوع به کریه منظر شود.

    || ناخواسته. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ).

    فرهنگ فارسی

    زشت، ناپسند، ناخواسته وناپسندداشته

    ( صفت ) ۱ - زشت : ( گر کند خصم تو در آینه آن روی کریه از رخش در پس آیینه گریزد تمثال ) . ( وحشی ) ۲ - ناپسند نا خوشایند . ۳ - ناگوار .

    شیر بیشه

    فرهنگ معین

    (کَ هْ ) [ ع . ] (ص . ) ناپسند، زشت .

    فرهنگ عمید

    ۱. زشت.

    ۲. ناپسند، ناخواسته، ناپسندداشته.

    دانشنامه عمومی

    کریه۳، روستایی از توابع بخش دوره چگنی شهرستان خرم آباد در استان لرستان ایران است.

    فهرست روستاهای ایران

    این روستا در دهستان تشکن قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۸۲ نفر (۱۶خانوار) بوده است.

    wiki: کریه

    گزارش تخلف یا اشتباه در معنی

    فارسی به عربی

    بذیی , شریر , قبیح , هجوم

    پیشنهاد کاربران

    استنبه زننده

    روستای کریه عباسی 2 واقع در شهرستان دوره چگنی، یکی از روستاهای بکر و دیدنی میباشد،

    شغل مردم این روستا دامپروری، کشاورزی، باغبانی می باشد، این روستا شامل 3 بخش است، روستای کریه 1_کریه 2_کریه3

    اما روستای کریه 2هم قدمت هزار ساله دارد هم جمعیت بالای 50 خانوار دارد، نام قدیم کریه برگرفته از روستای کریه عباسی 2 گرفته شده، که قدمت آن بسیار زیاد است، درمانگاه و مدرسه سیزده آبان کریه که مدرسه توسط جناب آقای صیدمحمد عزیزی ساخته شد، و درمانگاه توسط حاج نصرت الله شیراوند، ساخته شده است، روستای کریه 2و3 باتوجه به پیشرفت و تحصیل در عرصه ادارات ودرجات افراد کارمند زیادی مشغول و بازنشسته دارد.

    مشاهده پیشنهاد های امروز

    معنی یا پیشنهاد شما

    + افزودن عکس و لینک

    منبع مطلب : abadis.ir

    معنی کریه

    معنی واژهٔ کریه در لغت‌نامه دهخدا به فارسی، انگلیسی و عربی از واژه‌یاب

    کریه

    لغت‌نامه دهخدا

    کریه . [ ک َ ] (ع ص ) ذوالکراهة. (اقرب الموارد). قبیح و ناپسند داشته . (ناظم الاطباء). ناپسند و ناخوش داشته . (منتهی الارب ). رویی که دشوار بود دیدن آن از زشتی . (از مهذب الاسماء). زشت . ناپسند. ناخوش داشته . ناگوار. ناپاک . نفرت انگیز. چرکین . (ناظم الاطباء).مکروه . شنیع. ناپسند. (یادداشت مؤلف ) :

    به یکی زخم تپانچه که بدان روی کریه

    بزدم جنگ چه سازی چه کنی بانگ و ژغار.

    بوالمثل .

    از سهم روی و بانگ نفیر کریه او

    هر زنده گوش و چشم همی داشت کور و کر.

    مسعودسعد.

    آن به آید که شوم زشت و کریه

    تا بوم ایمن در این کهسار و تیه .

    مولوی (مثنوی ).

    - کریه الرائحه ؛ بدبوی . (یادداشت مؤلف ).

    - کریه الصوت ؛ ناخوش آواز. (ناظم الاطباء). بدصدا.بدآوا. بدآواز : خطیبی کریه الصوت خود را خوش آواز پنداشتی . (گلستان ).

    - کریه الطعم ؛ بدمزه . (یادداشت مؤلف ).

    - کریه المنظر ؛ زشت روی . کریه منظر. رجوع به کریه منظر شود.

    || ناخواسته . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ).

    جست‌وجوی کریه در واژه‌نامه‌های دیگر

    نگارش معنی دیگر برای کریه

    منبع مطلب : www.vajehyab.com

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 11 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید