این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    10 مثال مبالغه کلاس ششم

    دسته بندی :
    1. نکس
    2. مطالب سایت

    ناشناس

    سلام به همگی دوستان

    کلمه های مبالغه:

    ۱-صد بار گفتم

    ۲_آبی تر از اسمان هم شنیدم

    ۳_ از سرما یخ زدم

    ۴- آبی تر از اسماخم

    ۵- شیرین تر از عسل

    ناشناس

    شاخ در اوردن

    از گرسنگی مردن

    بال در اوردن

    زیر پیام علف سبز شد

    از گرما اتش گرفتن

    حدیثه

    ۱۰ مبالغه

    چنگ ژیائو

    عالی بود

    Buildit 3D

    10 سوال کنایه میخوام

    10 مثال مبالغه کلاس ششم را از این سایت دریافت کنید.

    گاما

    سامانه پرسش و پاسخ رفع اشکال درسی و مشاوره تحصیلی پاسخ معلمان و دانش‌آموزان به پرسش‌ها اشتراک تجربیات آموزشی دبیران مشاوره تحصیلی رایگان

    ثبت نام   ورود

    پربازدیدها: #نمونه_دولتی_نهم#مدرسه_یاب#آزمون‌ساز

    0 نمونه سوال 0 محتوای آموزشی 0 آزمون آنلاین 0 پرسش و پاسخ 0 درسنامه 0 معلم خصوصی پرسش و پاسخ

    درحال دریافت اطلاعات ...

    منبع : gama.ir

    مبالغه چیست؟ + چند مثال در مورد مبالغه

    مبالغه چیست مثال بزنید،چند مثال در مورد مبالغه،مبالغه با مثال،انواع مبالغه،آرایهٔ مبالغه در ادب فارسی

    مبالغه چیست؟ (انواع مبالغه)

    آرایه های ادبی

    مبالغه چیست؟

    مبالغه و اغراق آن است که در صفت کردن ، ستایش و نکوهش کسی یا چیزی افراط وزیاده روی کنند،چندانکه از حدّعادت معمول بگذرد وبرای شنونده شگفت انگیز باشد. در واقع اغراق یا مبالغه از آرایه‌های ادبی است، ادعای وجود ویژگی را گویند در کسی یا در چیزی؛ به اندازه‌ای که به دست آوردن آن ویژگی در آن کس یا چیز به آن اندازه، ناممکن باشد. اغراق عموماً باعث خیال‌انگیز شدن شعر و نثر می‌شود. شاعر به یاری اغراق، معانی بزرگ را خرد و معانی خرد را بزرگ می‌نمایاند. زیبایی اغراق در این است که غیرممکن را به گونه‌ای ادا کند که ممکن به نظر رسد. اغراق، مناسب‌ترین آرایهٔ ادبی برای حماسه است.

    بیشترین اغراق در شاهنامهٔ سرودهٔ فردوسی و نیز آثار هومر و ویرژیل دیده می‌شود. در اصطلاح بدیع، اغراق یا مبالغه، بزرگنمایی یا خردنمایی اشیا و معانی در نوشته و شعرست یعنی بازنمود دگرگونهٔ مفاهیم و موضوعات سخن، به صورتی که معانی خرد را بزرگ گرداند و معانی بزرگ را خرد بنماید تا تأثیر سخن را قویتر کند. شاید مهمترین عاملی که تأثیر جادویی به سخن می‌بخشد، بزرگنمایی است یعنی چیزی را بزرگتر از آنچه هست نشاندادن برای قدرت تأثیر بخشیدن به کلام. آرایهٔ مبالغه در ادب فارسی اولین بار در کتاب ترجمانالبلاغه بیان شده‌ است. مانند:  بزد تیغ و بنداخت از بر سرش فرو ریخت چون رود خون از برش (در این بیت شاعر در فرو ریختن خون مبالغه کرده است). هرگاه اغراق و مبالغه را به درجه ای رسانده باشند که در عقل وعادت،ممکن وباورکردنی نباشد،آن را« غلو »می گویند. اغراق در لغت به معنی سخت کشیدن کمان است.اغراق و مبالغه درجاتی دارد که بعضی به عقل وعادت نزدیکتر وبعضی دورتر است.

    چند مثال در مورد مبالغه

    شود کوه آهن چودریای آب                          اگر بشنود نام افراسیاب ز سمّ ستوران درآن پهن دشت                    زمین شد شش  و آسمان گشت هشت که من از گشاد کمان روز کین                       بدوزم همی آسمان بر زمین (فردوسی)

    سعدی به طور نقد ادبی و تعریض گونه ای گفته است:

    چه حاجت که نه کرسی آسمان                  نهی زیر پای قزل ارسلان مگر پای عزّت برافلاک نه                            بگو روی اخلاص بر خاک نه

    مثال در مورد مبالغه از حافظ

    هر شبنمی در این ره صد بحر آتشین است    دردا که این معما شرح وبیان ندارد

    با این بیت از حافظ:

    زمانه از ورق گل مثال روی تو بست     ولی ز شرم تو در غنچه کرد پنهانش

    نمونه ی دیگری از مبالغه از سعدی

    بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران                       کز سنگ ناله خیزد وقت وداع یاران دوچشم مست میگونت ببرد آرام هشیاران     دوخواب آلوده بربودندعقل از دست یاران

    بعضی ها بین مبالغه ، اغراق و غلو فرق می گذارند ومبالغه راادعای وصف چیزی می دانند که این ادّعا عقلاً وعادتاً ممکن باشد:

    به دندان رخنه در پولاد کردن                  به ناخن راه در خارا بریدن بسی برجامی آسان تر نماید               زیارمنّت دونان کشیدن

    مبالغه در لغت

    مبالغه در لغت به معنای به نهایت رساندن، فراگرفتن و غلو کردن است در چیزی؛ و در اصطلاح آن است که سخندان بنابر تزیین کلام، در وصف چیزی غلو نماید؛ و آنرا به مرتبهٔ اعلی و درجهٔ قصوی برساند. همچنین گفته شده مبالغه آن است که کسی جهت وصفی ادعای مرتبه‌ای از شدت یا ضعف نماید که آن مرتبه یا غریب و بعید باشد یا محال و ممتنع تا گمان شود که آن وصف به نهایت رسیده‌است.

    مفهوم هنری اغراق و مبالغه

    لاف و گزاف هنری، با خیال و پندار شاعرانه سر و کار دارد. در گزافه‌گویی و بزرگنمایی، گاه گوینده چیزی را ادعا می‌کند که هم از دیدگاه خرد رویدادنی و شدنی است و هم در آزمونهای زندگی، نمونه‌هایی دارد؛ مثلاً در این بیت سعدی: اندرون با تو چنان انس گرفته‌است مرا / که ملالم ز همه خلق جهان می‌آید گوینده انس خودش با یار را تا مرز ملالی از همهٔ جهانیان پیش برده‌است. اینگونه گزافه‌آرایی همان است که «مبالغه» نام گرفته‌است. بنابراین اگر در ستایش یا نکوهش کسی یا چیزی زیاده‌روی و افراط شود و موجب حیرت‌انگیزی و شورآفرینی و اعجاب گردد، مبالغه شده‌است.

    ریشه و خاستگاه مبالغه

    مبالغه توصیفی است که در آن افراط و تأکید باشد و سه خاستگاه برای آن متصور است:

    خاستگاه بیانی: یعنی افراط و تأکید در توصیفی که حاصل تشبیه و استعاره باشد. همین که می‌گوییم قد او سرو است، که در بیان بررسی می‌شود. مبالغه از دیدگاه دیگری هم می‌تواند از مباحث علم بیان محسوب شود. بیان علمی است که از ادای معنای واحد به طرق مختلف بحث می‌کند و مبالغه هم یکی از انحای ادای معنی است. به جای اینکه بگوییم: خسته شدم، می‌توانیم بگوییم: کوه کندم.

    خاستگاه حماسی: مبالغه جزوی از آثار حماسی است و به عبارت دیگر از مختصات آثار حماسی محسوب می‌شود. در حماسه، قهرمان، فردی مافوق بشری است و از اینرو رفتار و کردار او غیرطبیعی است. این نوع مبالغه علاوه بر داستانهای حماسی، در قصیده که قالبی حماسی است فراوان دیده می‌شود. در شعر غنایی و عرفانی نیز، آنجا که سخن از قهرمانان اساطیری است با همین نوع مبالغه مواجهیم. همی بکشتی تا در عدو نماند شجاع / همی بدادی تا در ولی نماند فقیر (رودکی) در این بیت، نماندن مرد شجاع در سپاه دشمن و نماندن فقیر در ولایت، دارای بزرگنمایی است که عقلا و عادتاً ممکن است. ز سم ستوران در آن پهن دشت / زمین شد شش و آسمان گشت هشت (فردوسی) مقصود شاعر این است که از شدت سمکوفتن اسبان و کثرت سواران، یک طبقه از هفت طبقهٔ زمین به صورت گرد به آسمان رفت و در نتیجه زمین شش طبقه شد و آسمان هشت طبقه.

    خاستگاه بدیعی: مبالغه در موارد عادی و به صورت معمولی پسندیده نیست؛ و وقتی جنبهٔ بدیعی دارد که با صنعتی همراه باشد یا در آن نکته و دقیقه و لطیفه‌ای باشد:

    نه آنچنان به تو مشغولم ای بهشتی روی / که یاد خویشتنم در ضمیر می‌آید ز دیدنت نتوانم که دیده بردوزم / و گر معاینه بینم که تیر می‌آید (سعدی)

    منبع : mojbaz.com

    جزوه ی فارسی ششم ابتدایی کنایه و مبالغه

    جزوه ی فارسی ششم ابتدایی کنایه و مبالغه برای دانش آموزان کلاس ششم ابتدایی از کتاب فارسی ششم دبستان به منظور آموزش درس فارسی ششم ابتدایی کنایه و مبالغه

    ششم ابتداییفارسی ششم

    جزوه ی فارسی ششم ابتدایی کنایه و مبالغه

    جزوه ی فارسی ششم ابتدایی کنایه و مبالغه کلاس ششم - کنایه و مبالغه « موضوع یاد آوری درس 4 (هفت خان) فارسی ششم ابتدایی»

    By احمد عزتی Last updated آبان 30, 1399

    6Share

    عــناوینی که در ایــن آموزش مــی خــوانید :

    کلاس ششم – کنایه و مبالغه « موضوع یاد آوری درس 4 (هفت خان) فارسی ششم ابتدایی»

    کنایه و مبالغه

    کنایه و مبالغه 1-کنایه:

    (پوشیده سخن گفتن درباره ی امری)سخنی که دارای دومعنای دور ونزدیک است که منظورگوینده معنای دورآن است.

    مثال:فلانی آب ازدستش نمی چکد.

    معنای نزدیک: یعنی ازدست اوآب روی زمین نمی ریزد.

    معنای دور:خسیس بودن فرد.

    نکته :همه ی ضرب المثل هاکنایه اند امّاهمه ی کنایه هاضرب المثل نیستند.

    2-مبالغه:

    آرایه ای است که درآن امری طبیعی به صورت غیرطبیعی وبزرگنمایی شده بیان می شود . (غلو)

    به یک ماهگی همچویک سال بود                      برش چون برِرستم زال بود

    * * *

    خروشیدوجوشیدوبرکندخاک                          زسمّش زمین شدهمه،چاک چاک

    بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران      كز سنگ ناله خیزد وقت وداع یاران

    مبالغه واغراق وغلو

    مبالغه و اغراق آن است که در صفت کردن و ستایش و نکوهش کسی یاچیزی افراط وزیاده روی کنند، چندانکه از حدّعادت معمول بگذرد وبرای شنونده شگفت انگیز باشد.

    هرگاه اغراق ومبالغه را به درجه ای رسانده باشند که در عقل وعادت،ممکن وباورکردنی نباشد،آن را« غلو »می گویند.

    اغراق در لغت به معنی سخت کشیدن کمان است.اغراق ومبالغه درجاتی دارد که بعضی به عقل وعادت نزدیکتر وبعضی دورتر است.مثال:

    شود کوه آهن چودریای آب                          اگر بشنود نام افراسیاب

    ز سمّ ستوران درآن پهن دشت               زمین شد شش  و آسمان گشت هشت

    که من از گشاد کمان روز کین              بدوزم همی آسمان بر زمین

    (فردوسی)

    گر برگ گل سرخ کنی پیرهنش را            از نازکی آزار رساند بدنش را

    (طرب اصفهانی)

    سعدی به طور نقد ادبی وتعریض گونه ای گفته است:

    چه حاجت که نه کرسی آسمان                  نهی زیر پای قزل ارسلان

    مگر پای عزّت برافلاک نه                  بگو روی اخلاص بر خاک نه

    حافظ گوید :

    هر شبنمی در این ره صد بحر آتشین است    دردا که این معما شرح وبیان ندارد

    نمونه ی دیگر ازسعدی:

    بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران      كز سنگ ناله خیزد وقت وداع یاران

    دوچشم مست میگونت ببرد آرام هشیاران    دوخواب آلوده بربودندعقل از دست یاران

    در فرهنگ اصطلاحات ادبی این صنعت این گونه تعریف شده است :

    مبالغه اقسامی دارد؛ بعضی مقبول است وبعضی مردود، مبالغه مقبول از محسنات بدیعی است. مبالغه منحصر است در سه قسم تبلیغ،اغراق ،غلو

    مبالغه ی مردود آن است که در بعضی اوصاف مدح وهجا وغیر آن چندان غلو کنند که ترک ادب شرعی کند

    وچنانکه خاقان سروده است:

    یوسف نجّار کیست نوح درود گر که بود      تازهنر دم زنندبر دراسکان او

    نوح نه بس علم داشت گرپدر من بدی       قنطره بستی به علم برسرطوفان او

    بعضی ها بین مبالغه واغراق وغلو فرق می گذارند ومبالغه راادعای وصف چیزی می دانند که این ادّعا عقلاً وعادتاً ممکن باشد:

    به دندان رخنه در پولاد کردن       به ناخن راه در خارا بریدن

    بسی برجامی آسان تر نماید     زیارمنّت دونان کشیدن

    مصادیق کنایه و مبالغه

    6- آب خوش از گلو پایین نرفتن: راحتی نداشتن

    7- آب در کوزه ماتشنه لبان می گردیم : هدف ومقصود در نزدیکی ما قرار دارد اما به دنبال آن می گردیم.

    8- آب را از سرچشمه باید بست :جلوی ضرر وزیان را از مبدا باید گرفت.

    9- آب زیر پوستش رفته است:کمی چاق شده است-وضع مالیش بهتر شده است.

    10- آبشان در یک جوی نمی رود :با هم توافق ندارند –بایکدیگر خوب نیستند.

    11- آب غوره گرفتن: گریه کردن – گریستن

    12- آب کش به کف گیر می گوید چقدر سوراخ داری: کسی که خود عیب بسیار دارد  وبه اندک عیب دیگری ایراد و خرده  می گیرد.

    13- آبم است وگاوم است نوبت آسیابم است:  به مناسبت چندین کار دیک موقع داشتن

    14- آب نخوردن چشم:امیدی نداشتن

    15- آب تاب دادن :به موضوعی اهمیت زیادی دادن –اغراق کردن

    16- آب در دست داری نخور بیا:در آمدن فوق العاده عجله شتاب اشتن

    17- آبی از او گم نمی شود:امکان انجام دادن کار از او نیست-نباید به او امیدی داشت

    18- آبی که به زندگی نداد حسین                         چون گشت شهید بر مزارش

    توجهی  به کسی در زمان لزوم نکردن در غیر زمان به آن پرداختن_مانند (نوشداروی پس از مرگ سهراب)

    19- آتش چون بر افروخت بسوزد تر وخشک :در اثر حادثه گناهکار و بی گناه از بین بروند

    20- آتش زیر خاکستر:آرامش موقت-موذی

    21- آخر کار خود را کردن:به مقصو خود رسیدن-به هدف خود نائل آمدن

    22- آخوند شدن چه آسان وانسان شدن چه مشکل:سواد پیداکردن راحت است اما انسان شدن سخت است.

    23- آدم باید لقمه را به اندازه دهانش بگیرد:باید باتوجه به توانایی خود کاری انجام داد.

    24- آدم شاخ در می آورد:از شدت تعجب-حرفهای دروغ وغیر قابل قبول

    25- آدم گدا این همه دادا:آدمهای فقیر بیشتر ادا دارند-بیشتر عیب وایراد می گیرند

    26- آدم گرسنه سنگ را هم می خورد:به کسی می گویند که بهانه مطلوب بودن غذا را از خوردن آن امتنا می کند.

    27- آدم مفتخور خوش سلیقه می شود:کسی که چیزی را رایگان بدست می آورد بر آن ایراد می گیرد.

    28- آدم ناشی سرنا را از سر گشاد آن می زند:به کسی که اطلاع از انجام کاری را ندارد وبه نادرست انجام می دهد.

    29- آدم یکبار پایش تو چاله می افتد:از هر اتفاق وپیشامدی باید عبرت گرفت

    30- آدم یک دنده:ثابت محکم،بیشتر در جهت منفی

    31- آرزو را به گور بردن:به هدف ومقصود خود نرسیدن

    32- آزموده را آزمون خطاست:باکسی که قبل آشنا بودن ومعامله داشتن به حیث منفی

    33- آسمان به زمین نمی آید:اتفاق فوق العاده ای روی نخواهد داد.

    34- آسمان وریسمان را سر هم بافتن:دوچیز بی تناسب را به هم ارتباط دادن-نامربوط گفتن

    منبع : dabesto.ir

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 6 ساعت قبل
    -1

    مبالغه کنایه درس پنجم هفت خان رستم

    کنایه 3 روز قبل
    0

    کنایه

    ناشناس 5 روز قبل
    3

    من چندتا مبالغہ میخواھم

    0
    ابوالفضل 3 روز قبل

    ۱۰ تا مبالغه می خوام

    ناشناس 5 روز قبل
    5

    چند نمونمه مثال از مبالغه میخام که در زندگی روزمره از اون صحبت میکنیم

    جانان 5 روز قبل
    3

    ۱۰ مبالغه

    ناشناس 5 روز قبل
    3

    خروشید و جوشید

    زسمش زمین شد چاک چاک

    فرو ریخت چو رود خون

    چنگ ژیائو 5 روز قبل
    6

    عالی بود

    Buildit 3D 5 روز قبل
    5

    10 سوال کنایه میخوام

    1
    ناشناس 3 روز قبل

    منم‌می‌خوام

    آرش حصارخانی 11 روز قبل
    2

    عاااالی

    حدیثه 18 روز قبل
    6

    ۱۰ مبالغه

    ناشناس 20 روز قبل
    6

    شاخ در اوردن

    از گرسنگی مردن

    بال در اوردن

    زیر پیام علف سبز شد

    از گرما اتش گرفتن

    زیباترین 21 روز قبل
    4

    سه ساعته منطترتم

    فرنیا ملکی 21 روز قبل
    4

    من

    از شدت گرما آتش گرفتن

    ناشناس 23 روز قبل
    16

    سلام به همگی دوستان

    کلمه های مبالغه:

    ۱-صد بار گفتم

    ۲_آبی تر از اسمان هم شنیدم

    ۳_ از سرما یخ زدم

    ۴- آبی تر از اسماخم

    ۵- شیرین تر از عسل

    ناشناس 24 روز قبل
    4

    میشه جمله بدید برای مبالغه

    برای پاسخ کلیک کنید