این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    sank

    دسته بندی :
    1. نکس
    2. مطالب سایت

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    sank را از این سایت دریافت کنید.

    منبع مطلب : chromewebdata

    sank

    معنی sank - معانی، کاربردها، تحلیل، بررسی تخصصی، جمله های نمونه، مترادف ها و متضادها و ... در دیکشنری آبادیس - برای مشاهده کلیک کنید

    sank

    /ˈsæŋk//sæŋk/

    زمان گذشته ی فعل: sink، زمان ماضی فعل sink غرق شد، فرو رفت

    بررسی کلمه

    ( verb )

    • : تعریف: past tense of sink.

    جمله های نمونه

    1. he sank his teeth into the apple

    دندان های خود را در سیب فرو برد.

    2. he sank into the jaws of danger

    او در کام خطر فرو رفت.

    3. he sank up to his knees in the snow

    تا زانو در برف فرو رفت.

    4. i sank into a chair and watched t. v.

    در صندلی فرورفتم و تلویزیون تماشا کردم.

    5. it sank clear to the bottom

    درست به ته فرو رفت.

    6. they sank a cable into position on the sea bed

    آنان کابلی را پایین بردند و در بستر دریا قرار دادند.

    7. they sank into poverty

    (مجازی) آنان در فقر فرو رفتند.

    8. they sank ships in order to occlude the harbor

    برای مسدود کردن بندر گاه کشتی ها را غرق کردند.

    9. a torpedo sank the boat

    اژدر کشتی را غرق کرد.

    10. gradually he sank in the mire of depravity and sin

    به تدریج در منجلاب کژراهی و گناه غرق شد.

    11. his heart sank within him

    قلبش فرو ریخت.

    12. his voice sank into a whisper

    صدای او کاهش یافت و (تبدیل به) نجوا شد.

    13. the boat sank down

    قایق در آب فرو رفت.

    14. the boat sank to the bottom

    کشتی به ته آب فرو رفت.

    15. the moon sank behind a hill

    ماه در پشت تپه فرو رفت.

    16. the ship sank and we weltered in the sea for five days

    کشتی غرق شد و ما پنج روز با امواج دریا دست به گریبان بودیم

    17. the ship sank in ten minutes

    ظرف ده دقیقه کشتی غرق شد.

    18. the sun sank in the west

    خورشید در باختر غروب کرد.

    19. that bitter lesson sank into my mind

    آن تجربه ی تلخ در مغزم جایگزین شد.

    20. the second bullet sank him to the ground

    گلوله ی دوم او را (بر زمین) انداخت.

    21. his chances of success sank to zero

    شانس موفقیت او به هیچ رسید.

    22. the two of them sank a bottle of vodka

    آنها دو نفری کلک یک بطری ودکا را کندند.

    23. . . . they told a story and sank into sleep

    . . . گفتند فسانه ای و در خواب شدند

    24. after his death, his name sank into oblivion

    پس از مرگ نامش در بوته ی فراموشی افتاد.

    25. suddenly the boat tilted and sank

    ناگهان قایق یک وری شد و در آب فرو رفت.

    26. the boat keeled over and sank

    قایق چپه و غرق شد.

    27. the disc of the sun sank into darkness

    قرص خورشید در سیاهی شد

    28. the disk of the sun sank in darkness . . .

    قرص خورشید در سیاهی شد . . .

    29. after he lost the election, his spirits sank to their nadir

    پس از شکست در انتخابات،روحیه ی او به پایین ترین حد خود رسید.

    30. the burning ship stayed afloat for an hour and then sank

    کشتی مشتعل یک ساعت بر روی آب ماند و سپس فرو رفت.

    به انگلیسی

    • sank is the past tense of sink.

    پیشنهاد کاربران

    Sank \sank

    واژههای homonyme به انها می گویید که sank یکی از ان هاست .

    یک جا به معنای غرق شدن

    وجایی دیگر به معنای سیک ظرف شویی معنا می دهد

    Homo nyme کلماتی هستند تلفظ و هجی یکسان دارند ولی معنی متفاوتی دارند

    با عرض معذرت

    sank معنی سینک ظرفشویی نمی دهد و صرفاً گذشتة فعل sink است. واژه sink به معنای لگن ظرفشویی است.

    زمان گذشته sink Sink :غرق شدن

    پس نتیجه می گیرم sank:غرق شد

    Sank:غرق شد

    The cat sank her claws in his neck

    گربه پنجه هاش را در گردن او فرو برد

    مشاهده پیشنهاد های امروز

    معنی یا پیشنهاد شما

    + افزودن عکس و لینک

    منبع مطلب : abadis.ir

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 7 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید